ابزار وبمستر

جانیم ترکمن | ترکمن شاعر لار بیوگرافی سی (2)

الحاج محمدهاشم ولیزادهء اندخویی

تابنک ترین سیمای نظامی وادبی:

قریحه ی شعری در حقیقت نقد استعداد وهبی است نه کسبی ویا به عبارت دیگر موهوب است نه مکسوب. شاعرانی در ردیف شاعران کلاسیک ومعاصر وجود دارد کم سواد ویا مطلق بیسواد اند و به این مفهوم که به پیش هیچ استادی زانوی ادب نزده اند وسرتعظیم فرود نیآورده اند ولی سروده هایشان ازلحاظ پخته گی و نضج کلامی معرا ومبرا از هر گونه عیب ونقیسه شعری میباشد. یا شاعران باسواد وتحصیل کرده ی که رشته ی تحصیلی شان اینجنیری، نظامی، طب معالجویی ویا رشته های دیگر که هیچ نوع ربطی با شعر، ادبیات و فن سخنوری ندارد ولی در ردیف شعرا نامی قرار میگیرند. اکنون یکی از شاعران معروف و ذواللسانین ملیت ترکمن را به معرفی میگرم. محترم هاشم ولیزاده ی اندخویی یکی از نظامیان ورزیده وبرجسته کشورعزیزما افغانستان میباشد.

اسمش محمد هاشم، ولیزاده تخلص میکند. قبله گاه برزگوارش حاجی عبدالولی سیلمان نام دارد ودرسال 1343 خورشیدی نخستین غنچه ی عمر موصوف در ولسوالی قرغان ولایت فاریاب به شگفتن آغاز کرد. محترم ولیزاده تعلیمات ابتدایی را درلیسه ی ولسوالی قرغان فرا میگیرد، دوره ی متوسطه ولیسه را در لیسه ابومسلم خراسانی به پایه اکمال رسانیده سند فراغت از صنف دوازدهم را به دست می آرد. ناگفته نباید گذاشت که موصوف در دوران متعلمی یکی از شاگردان لایق وفایق لیسه ی ابومسلم خراسانی مذکور بشمار میرفت.

محترم ولیزاده در سال 1364 خورشیدی به وظیفه ی مقدس عسکری سوق داده میشود. پیش از آغاز نمودن به وظایف محوله بنابر لزوم دید حلقه ی رهبری به فرا گرفتن یک دوره کورس قصیرالمدت نظامی به مرکز کشور اعزام میشود ودرسال 1365 خورشیدی دوره ی معینه ی کورس دربخش پیاده نظام به پایه ی اکمال رسانیده سند فراغت را بخود کمایی میکند و به رتبه ی برید من نایل آمده و دربخش های مختلف قوای مسلح افغانستان در ابتداء به صفت کارمند سفر بری قومندانی تولی مستقل، سپس به صفت آمر پیژند غند تا بحیث مدیر لوژستیک، ایفای وظیفه نموده و درجریان انجام خوب درست وظایف از طرف مقامات ذیصلاح مدال ها، نشان دولتی با ششماه قدم، تحسین نامه . تقدیر نامه ها به دست آورده و افتخار دیگری که داشته همیشه در لست ریزرف ارتقاءی رهبری ارگان بوده است ومتعاقباً قبل از سقوط حکومت داکتر نجیب الله بنابر یک سلسله مشکلات، مجبور ترک وطن نموده عازم کشور پاکستان میشود وبه زنده گی عادی خود ادامه میدهد وبعداً باکشور پاکستان هم خدا حافظی کرده، طرف عربستان سعودی رخت سفر میبندد وتا امروز هم درکشور عربستان سعودی یکجا با فرزندانش به زنده گی مرفه وآسوده ادامه میدهد.

موصوف هاشم ولیزاده اندخویی از همان آوان جوانی به سرودن شعر آغازید. این شاعر والامقام به زبان های دری، ترکمنی و اوزبیکی شعر میسراید. محتوای اشعارش بیشتر تغزلی، میهنی واجتماعیست و در شعر دری از سبک هندی پیروی میکند و دراشعار ترکمنی واوزبیکی از سبک فضولی، امیرعلی شیرنوایی وحضرت مخدومقلی فراغی پیروی مینماید. به سرودن شعر سپید هم دست بالا دارد وی از ژانرهای شعر بیشتر به غزل گرایش دارد و درقالب های قصیده، مثنوی، رباعی مربع قلم اش را به صدا درآورده است. جناب ولیزاده شاعریست در بین شعرای هم عصرش گوی سبقت شیرین نوایی را ربوده است. ناگفته نماند که هاشم ولیزاده اندخویی، تنها ادیب نیست وبه نواختن دوتار وحتی به خطاطی هم بلدیت کامل دارد

زنده گی نامه دوکتور سید محمد صدیق امینی

 مؤسس وبنیان گزار اولین نشریه ترکمنی ( گوراش ) در افغانستان 
خلص بیوگرافی :
دکتور سید محمد صدیق امینی فرزند الحاج سید محمد امین به اساس اسناد رسمی در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی مطابق ۱۹۴۹ میلادی ولی در حقیقت امردر سال ۱۳۲۴ هجری شمسی که مصادف با ۱۹۴۵ میلادی میگردد در یک خانواده زراعت پیشه وفرهنگدوست در قریه ارساری اوبه موریچاق ولسوالی بالا مرغاب ولایت بادغیس متولد گردیده. مکتب ابتدایی را در زادگاه خویش به اتمام رسانیده بعد شامل حربی شونحی گردیده است .در سال 1339 هجری شمسی مرحوم الحاج سید محمد امین پدر بزرگوار وی نامه یی را به زبان ترکمنی تحریر و برایش ارسال نموده بود همانا نامه مذکور بدست استخبارات آن وقت رسیده جهت بازپرس قرار گرفت تا در مورد چگونه گی نامه که چرا به زبان ترکمنی تحریر یافته است جواب لازم ارایه نماید : همانا دلایل مرِيی من نسبت تحریر نامه (پدرم جز از زبان ترکمنی به زبان های دیگر چون فارسی ,دری و پشتو آشنایی درست ندارد )مورد سمع و توجه لازم استخبارات حربی شوونحی باالخصوص مدیر مربوط استخبارات که عبدالودود جگرن بود قرار نگرفته مطابق اهداف شوم و ستم ملی استثمارگرانه وقت علاوه بر لت و کوب مدتی را محبوس ماند . و از جانبی هم با تولید عقده دل نتوانست حربی شوونحی را بخواند .رهی را جستجو کرد تا به زبان مادری اش (زبان ترکمنی)بایست چیز های را نوشته و به مردم ستمدیده ترکمن تقدیم کند .همانا در سال ۱۳۴۳ در چارچوب وزارت عدلیه وقت شامل ماموریت شده به رتبه ۱۳ تثبیت رتب سیزده گانه شده در بست رتبه دهم به صفت خبروال ریاست محکمه بادغیس مقرر گردید بعدا در سال ۱۳۴۴ در بست رتبه ششم به صفت آمر امنیت عامه ریاست محکمه بادغیس ، سپس در محاکم ابتداییه مرکز بادغیس ،محکمه ابتداییه بالا مرغاب ولسوالی قادس انجام خدمت کرده است.
در سال ۱۳۵۴ به صفت آمر مالی و اداری ریاست تصدی آبرسانی ولایت بغلان مقرر شد .
خوشبختانه در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی به صفت راپورتر روزنامه انیس در کابل تقرر حاصل کرده و بعداٌ با حفظ وظیفه قبلی به صفت معاون جریده یولدوز توظیف گردید تا اینکه از بطن جریده یولدوز ستاره دیگری بنام جریده گوراش در آسمان مطبوعات درخشید و منهم به صفت مؤسس و مدیر مسوول گوراش, فرمان ریاست جمهوری انوقت را حاصل کرده که در عین وقت در انستیتوت علوم اجتماعی کمیته مرکزی ح,د,خ,ا شامل شده و تحصیلات خویش را در رشته ژورنالیزم ادامه و به درجه لیسانس دیپلوم عالی را نایل گردید .سپس به صفت ریس هنر و هم ریس تیاتر بعداٌ به صفت ریس عمومی موسیقی وزارت اطلاعات و فرهنگ ایفای وظیفه کرده .متعاقباٌ در انجمن نویسنده گان افغانستان به صفت ریس نقد و پژوهش های ادبی مقرر گردیده و بعد از مدتی هم ریس عمومی مالی و اداری ریاست عالی انجمن نویسنده گان افغانستان ایفای وظیفه کرده .سپس در سال۱۳۶۵ بر اساس لزوم دید مقامات رفیعه در چارچوب کمیته دولتی مطابع به صفت ریس عمومی اداری و مالی مقرر شده ام . بعداٌ بنا بر هدایت مقامات ذیصلاح در نواحی دهم و چهارم حزبی شهر کابل و هم بعداٌ به صفت مدیر بخش ترکمنی رادیو تلویزیون افغانستان ایفای وظیفه کرده .
در سال ۱۳۷۱ هجری شمسی مطلبق ۱۹۹۲ میلادی جهت ادامه تحصیلات عالی به انستیتوت عالی دولتی بین المللی ماسکو (МГИМО ) شامل گردیده در سال ۲۰۰۰ میلادی سند فراغت خویشرا به درجه دوکتورا ژورنالیزم حاصل کرده .سپس در سال ۱۳۸۲هجری شمسی با اخذ جواز نامه ۳۶ سال ۱۳۸۲/۲/۲ ریاست انسجام بررسی و ثبت سازمان های اجتماعی وزارت عدلیه به صفت ریس انجمن فرهنگی ترکمن های افغانستان برگزیده شده و در عین حال با اخذ جواز نامه مطبوعاتی۱۴۷ سال ۱۳۸۲.۲.۱۰ ریاست نشرات وزارت اطلاعات و کلتور وقت به صفت مدیر مسوول مجله گونش, ارگان نشراتی انجمن فرهنگی ترکمن های افغانستان عزیز تقرر حاصل و رسماٌ به نشرات مجله گونش آغاز نمودند و در عین زمان شورای صلح و همبسته گی ترکمن های افغانستان برای اولین بار طی جلسه شکوهمندی به ریاست افتخاری بنده در کابل ایجاد و شورای مرکزی آن تعین گردید همانا فردای آن شورای مرکزی آن نهاد طی جلسه جداگانه ریس و معاونین خویش را تعین نموده و وی را به صفت معاون ارتباط خارجی نهاد متذکره تعین نمود. تا کنون ترکمن های افغانستان با وصف پرابلم های وارده مبنی بر حسادت های اقوام مختلف افغانستان توانسته است شورای ترکمن ها را تحت نام شورای همبسته گی اسلامی ترکمن های افغانستان حفظ نماید و وی هم به صفت معاون ارتباط خارجه آن شورا فعالیت مینماید.
دکتور امینی برای فعلاٌ در چارچوب ادارات دولتی وظیفه رسمی نداشته در شهر عشق آباد ترکمنستان امرار حیات مینماید. دارای هشت فرزند بوده منجمله سه دختر و پنج پسر میباشد.

 

برگرفته شده از صفحه فیسبوک Mohammad Kamal Rahimi

بیوگرافی الحاج عبدالسلام "بزاز"

من عبدالسلام عبدالأحد اوغلي بابه ميزينگ آد لارينه إيلمراد ديوراكن سنه / ١٣٣٩ ش روزه أيده دنيا گيلديم بزلارينگ اتا كسبيميز بزاز ليق دور اتاميز رحمتلي عمريني بزاز ليق بيلان تا مهاجرت بوليب وطن دن چيقين چا اوتگرن اكن لار من يتي ياشيمده ملا باريب تا اون تورت ياشيمه چلي ملا اوقيديم سواد خانگي ياريم إفديك قرأن الشريف صوفي الله چهار كتاب فقه كوف راك علممي شول يرده إله گيتيرديم الله جاي لاريني جنت دن إيتسون رحمت الحاج عبدالكريم بهمن من توقوز ياشيمده اوزي گليب مرحوم أباميزينگ دكانيندن آليب مكتب ابتدائي قاضي بابه مرادغه شامل إيتي لار بول يرده تا باش لانجي صنف چه برانيميز دن سونگ مكتب لاريميز ابويوسف اندخوئي آد ده نمازگاه منتقل بولدي وبول يرده سكيز لانجي ني غوتريب ابتدائي انقلاب ٧ ثور ليسه ء ابومسلم غه شامل بولديم وشول وقت ده يعني ٢٠ ياشيمده طوي هم يعني اويلان ديم شرايط انقلاب نا شرايط ليغي بيلان و فلگينگ نا مساعد ليغي بيلان ١٢ لانجي سالانه امتحاني خلاص إيديب شهاده دن بي نصيب عسكر گريز ( غاچغي ) بوليب خانه نشين بولديق بويله سباب لار تحصيليميزي بلكل دوزيرديق يعني بي نتيجه غالديق ٢١ ياشيميزينگ آخير موسوم لارينده يكه توت اكين إتك گينده پوليس توتيب آلدي بير آز و موف مدت عسگر ليك إيديب جلال آباد دن پشاور اوتديك اييكي يل پشاورده لاهور ده اسلام آباد ده بوليب الله ج نصيبي بيلان عربستان سعودي گيلديك شول وقت من ٢٣ ياشيمده تيم فعلاً ٥٥ ياشيمده الحمدالله منينگ شعاريم : تركمن بيرليگي تركمن اوسگونچليگي تركمن فرهنكي ، كلتوري ادبياتي ، دلي ، داب دستوري ، و حق وحقوقي منينگ أرزوئيم : هركيم اوزيني تنيسه عالمي عالم بيلسگ غريب ونادار إيل داشلارميزه مساعده بولسه وإيتسگ. منينگ شوقيم ؛ شعر قرآن وكتاب ديني وتاريخي إتفاق ليق برابر ليق شويلا ليك يگتليك عمريميز عربستان ده گيچيرديك. بيزلار ؛ اوچ دوغن ميز ايكي اوغول بير غيز اركك دوغنيميز بيز دن اولي بوليورلار اولار مزارشريف ده حيات گيچر يور لار وعيال دوغنيميز اندخوي ده دورلار

 عبدالسلام عبدالأحد إيلمراد

سال تولد ١٣٣٩ ش ماه تولد رمضان شريف

مكان تولد نماز گاه كمانگر پايان اندخوي فارياب

تحصيل : قاضي بابه مراد يوسف اندخوئي ليسه ابومسلم

 فعلاً المملكة العربية السودية الجده البخاريه

 سن ٥٥ اولاد ؛ الحمدالله  ٨

 تعداد: ٥ اوغول ٣ غيز الحمدالله

 ومن الله التوفيق

 الحاج عبدالسلام ( بزاز ) خادم قوم

 

 

محتاج بولان دن سونگ

 

هـوصلـه ئام آزلـيب قـوات گدن سونگ
سن بيلماسنگ منينگ حاليم كيم بيلار
يـول اوريم كـمليب گـوزيم گـدن سونگ
سن بيلماسنگ منينگ حاليم كيم بيلار

 

يگيت ليك وقـتيم ده بـقـديم غـوانديم 
مـحبت لـيك إيديب دوران سورانتيم
بگون حالـدن گيديب سنگه سويانديم
سن آلـمسنگ منينگ حالـيم كيم بيلار

يگريم ياشدن باري سن منينگ ياريم
بـگـون يكـه غـوئـيـب بـيـرمـه آزاريـم
اُوت دي بـگـون مندن فـصل و بهـاريم
سن آلـماسانگ منينگ گوونيم كيم بيلار

عـصاغه تـيـنـيـب يردن تـورار مـن 
گويچ قواتيم گيت دي اوزيم بيلارمن
وقتيم دولدي گون بگون دن سولارمن
سندن باشقه گوزده ياشيم كيم بيلار

إيمك إيچـمك زهـر زقـون آغـزيـمـه
غـبـار گـيـلـدي إيـكي نازيك گوزيمه
سندن غيرلار غولاق آسمز سـوزيـمه
سندن بشقه منينگ سوزيم كيم بيلار

غـيزيم يـوقدور گيليب توتسه غوليمني
اوغلوم يوقدورراستلاب بيرسه يوليمني
غـرداشيم يـوق گـورسه سغ وسوليمني
سـنـدن بشقـه سغ و سولـيم كيم بيلار

بـئـل آخير عـمريم ده يئنم خوار إيتمه
اوزينـگ سَرأنجام بير كَسه زار إيـتمه
مـبـادا گـوز يـومسم إنـتـظـار إيـتمه
سنـدن بشقـه اولـيم ديـريم كـيم بـيلار

سلام بزاز سوزيـم اوغـل غـيزلارچين
عـيال وغـريـنداش دوغـن بـازلار چـين
غـووي فكربـولـسون كـهـنسال لارچين
سنـدن بـشـقـه بوسـوزلاريم كيم بيلار

خادم قوم

 

کؤر ملا - حقیقی آدی : سبحان بردی، عوض بردی اوغلی

تخمیناً 1872 - نجی ییل تؤورأگینده داش اغوز اطرافیندا دایخان مشغالا دا دنیا اینیار. کؤر ملا نینگ آتا سی عوض بردی ایلکی مارا، بیر- آز وقت دان سونگ " صقر چأگه " اطرفی نینگ" آق یاب " اوبا سینا گؤچیب باریار.
بو مشغالا نینگ تأزه یؤورت ده هم گوُن - گذارانی غوولانیب گیدیبرمأیأر.
سبابی باقنالیق دؤوری نینگ آغیر دورموشی ترکمنستانینگ اهلی یرینده اؤز حوکمی نی یؤرتیأر. شیله آغیر دورموش ضررلی عوض بردی آغه چاغا لارینا بیلیم بریب، بیلمأیأر. اما سبحان بردی یاشلیقدان ذهن لی لیگی، دوغورلیغی بیلن تفاوتلانیب دیر.
اول طوی - میلیس لره ایزیگیدرلی غاتناشیب، باغشی لاری، سازاندا لاری، اولارینگ آیدیم - ساز لارینی، گؤرروُنگ لرینی اولی هؤوس بیلن دینگلأب دیر. بی چاق یادکش لیگی بیلن تفاوتلانیان سبحان بردی طوی - میلیس لر ده آیدیلیان دستانلاری، خلق دؤرأدیجیلیگی نی بؤیلکی اثر لرینی، غیزیقلی گؤروُنگ لری باسیم یاد توتوب دیر. اولاری کوپچیلیگینگ آراسیندا اؤزی هم آیدیب اوغراب دیر.
سبحان بردی چپر دؤرأدیجیلیگه هم میل ادیب باشلایار. اول غوشقی لاری یازیب، اولاری آیدیم آیدیب، کوپچیلیگینگ آراسیندا آیدیب اوغرایار.
سبحان بردی کوپ وقتلاب گؤز آغیریدان عجیز چکیأر. بو کسل اونونگ گؤز لرینه ضرر یتیریأر. اول یؤرجک یولونی زور دان سایغاریب بیلیأن آدمه اؤوروُلیأر.
اونونگ گپ - گؤرروُنگی بی چاق چپرلیغی، إرته کی - دستانلاری، کوپ غوشقی نی، شورتا سؤز لری یاد دان بیلمأگی اونونگ " کؤر ملا " لقبی آلماغینا سبأب بولیار.
آغیر دورموش، خلقینگ جنبشینده یاشاماغی، ایل- گوُن بیلن اتیأن غاتناشیغی اونونگ دؤرأدیجیلیگینه اؤز تأثیرینی یتیریأر. اول ایل آراسیندا دؤرأب، سونگ کم - کمدن تیمارلانان شورتا سؤز لری، یؤرگوُنلی بولان غیزیقلی گؤرروُنگ لری، نقل لار دیر آتا لار سؤز لرینی،چپر آنگلاتما لاری، روایت لار دیر یؤردوُم لری اؤرأن دقتلی اؤورنیأر. اولاری دؤرأدیجیلیک لی ایشلأب پایلاشدیریار. اؤز غوشقی لاری نینگ سؤنگگینه سینگدیریأر. مونی شاعرینگ " آری " آدلی غوشقی سی - دا تصدیقلایار.

تؤورأگیم غامیش بیلن غورادیم
ایکی سانسین توتوب، جواب سورادیم
آیتدیلار: آری دیین تیره دیم
زهری یامان، بالی قیمت آری نینگ

آری لاری گؤرسم، یوُزی ساری اکن
غاچجاق بولسام، یابینگ ایچی دار اکن
کؤر ملا نینگ ایکی گؤزأم کؤر اکن
زهری یامان، بالی قیمت آری نینگ

سبحان بردی، عوض بردی اوغلی ( کؤر ملا ) 2 - نجی بؤلیمی :

کؤر ملا دؤرأدیجیلیگینده کوپ موضوع نی غوزغایار.
اما هایسی موضوعه یؤزلنسه - ده، اول گینگ، هم چپر اتمأگه آباینی تاپیار.
کؤر ملا نینگ " پالاو " ، " چای " ، " چؤرأک " ، " آری " ، مله آطینا طای یوقدور " ، یالی دورموشی غوشقی لاری خلقینگ آراسیندا اولی مشهورلیق غازانیب، اونگا اولی شهرت گتیریأر.
ادبیات مشتاق لاری نینگ آراسیندا کؤر ملا نینگ " پالاو " آدلی غوشقی سینی بیلمأیأن یوقدور. ترکمنینگ مشهور طعامی پالاوی تیارلاماغینگ اینچه سیر لاری غوشقی دا تأثیرلی، چپر بیان ادیلیأر. بو غوششقی پالاو بیشیرمکچی بولیانلارا کوپ ذات اؤورتیأر.

اوّل شالی ساتان دان، یاغشی سین آلماق گرأک
غایناغان سوو غه سالیب هم بیر زمان غویماق گرأک
هم ینه سوو غه سالیب، آیلاندیریب یووماق گرأک
کئر بیلن بیشکن ده گؤرسنگ، رنگی بد نام دیر پالاو

غازانینگی یاغشی یووغیل، یا دا لؤدره بولماسین
غویروق اولسون، کنجیت اولسون، یاغی ماشین اولماسین
یاغی گر ماشین اولسا، یانماقلیغی کم بولماسین
یانماغی کم بولسا، گؤرسنگ بویی بد نام دیر پالاو

اودونی آز یاقغیل، چیقماسین یاغا تؤتؤن
آستینا سالغان إتینگ، تووق اولسون یا سؤلگون
آغداریب دمگه غویانگدا، غاپاغی بولسین بوتین
دمی نی یاغشی آلسا، اییسنگ، درده درماندیر پالاو

کؤر ملا نینگ " گؤله دوا سی " ، بصیرخان " ، " قل خان سلطانیمیز" یالی غوشقی لاری - دا ملایم دگیشمه، چونگگور گؤلکأ یوغرون، ایل ایچینده سؤیلوُب اوقولیان اثر لر دیر.
شاعرینگ گؤک چاینگ انسانینگ روحی نی گؤتریشی نی، کیفی نی گؤکلأیشی نی تأسین منگزتمه لر آرقالی تأثیرلی صوراتلاندیریار.

چای ایچگن اونداغ ینگیل بور، باغدا اوچغان سرچه دک
بلبلی سایرایا بیلمز، غاینایاندا تؤنگچه دک

جودا یاد کش، واشی، سؤزه چپر کؤر ملا نینگ باران یرینده آله یاز بولوب دیر.
اول کوپ اطرافلار دا بولوب، خلقینگ ییغنانان یر لرینده اؤز غوشقی لارینی، ترکمنینگ سؤیگوُلی دستانلارینی، شورتا سؤز لرینی، روایتلار دیر، حکایت لارینی کوپچیلیگینگ هزل بریب دیر. اول سؤزه چپر آدملار بیلن یوماق آیدیشماغی غووی گرریب دیر. هیچکیمدن سؤز ده آسغین بولماندیر، گرأک بولان فرصت لار دا، یوُز اوغرونا غوشقی دؤزیب آیتماغی باشاریان ذهن لی شاعر بولوب دیر.
غریبلیق کؤر ملا نینگ المدام إگنیندن باسیب گیلیب دیر. اول آیتیان غوشقی لاری، دستانلاری، شورتا سؤز لری اوچین جومرد کیشی لرینگ ایچیلیان ذاتلاری نینگ حسابینا گذرانی نی دولاندیریب دیر.
کؤر ملا " غاشین قاقاندیر بیر گلین " ، " آننه بخت " ، یالی عشق - دیغلی غوشقی لاری هم دؤرأدیب دیر. اولار دا غیز- گلین لرینگ گؤرک - گؤرمک لری، نأز - کریشمه لرینی بویی سیرات - لارینی وصف ادیب دیر.
کؤر ملا " یوسف خان " ، " مراد خان " ، " غارری خان " یالی غوشقی لاریندا دؤوری نینگ خان - بیگ لری نینگ تعریفی نی یتیریب دیر. اولاری کلی مسلمان لاری نینگ یارانی، حوانداری، غریتداشی، حوُکمینده گؤرکزیب دیر.
کؤر ملا نینگ ملایم دگیشمه، اییتی گؤلکأ یوغرولان غوشقی لاری شاعرینگ یاشان دؤوری نینگ کشفی نی إسلی درجه ده گؤز اؤنگوُنه گتیرمأگه ممکنچیلیک بریأر.
---------------------------------------
منبع : جوره آللاقوُف ، تیرکش صادقوُف ، رومان غولی مصطقوُف ،
ادبیات اورتا مکتب لرینگ X صنفی اوچین سیناغ اوقوو کتابی ،
آشغابات ترکمن دولت نشریات غوللوغی 2009 .

لاتین یازغی دان الفباء غه گچیرن « یعقوب بیات »

 

قربان نظر عزیزوف (Gurbannazar Ezizow)

مارقوش تورکمن صحرا – آیتکین عطاخانی: قربان نظر عزیزوف ۱۹۷۵-۱۹۴۰م. یکی از مشهورترین هسته های شعر و اندیشه و عصاره ی اعتبار شعر و سخن ترکمن و دارنده ی نشان ادبی مختومقلی فراغی ست؛وی در یکم مارس ۱۹۴۰م.

 

gurbannazar ezizow

gurbannazar ezizow

در روستای بوزمه‌یین از حوالی عشق‌آباد به دنیا می‌آید و به سال ۱۹۴۸م. تحصیلات مقدماتی را می‌آغازد و به سال ۱۹۵۹م. تحصیلات متوسطه را به پایان می رساند وی در همان سال به تحصیلات تکمیلی در دانشگاه دولتی و در رشته ی زبان شناسی روی می آورد؛و به سال ۱۹۶۴م.پس از پایان تحصیل در سمت سردبیری در هیأت تحریریه ی کانون ادبی کودکان و نوجوانان کار می‌کند شاعر در همان سال به خدمت سربازی در می‌آید و به سال ۱۹۶۵م. پس از پایان دوران سربازی را تا سال ۱۹۷۰م. مدیریت بخش شعر و ادب در روزنامه ی ادبیات و هنر را بعهده می‌گیرد.

قربان نظر عزیزوف از سال ۱۹۷۲م.تا پایان عمرش مشاور کانون نویسندگان ترکمنستان بود تا اینکه در ۲۹ سپتامبر ۱۹۷۵م. داهیه‌ی مرگ، داعی شعر و سخنی چون عزیزف را در ربود. مشاطه ی سخن را که شاعر است پروای دلفریبی نیست که خود از آشوب دل، آگه ست. و عزیزف نیز می داند که لاشک به هنر شاعری می تواند هدیه ی فرخنده به خواسته ی دل رنجیده فراهم آورد و قابله ی قابلی برای خلق شعر و سخن ترکمن باشد.

به استشهاد تاریخ شعر و ادب ترکمن می توان عدم تعلق به تنزل شعر را در میان بانیان بنای شعر و ادب یافت آنجا که زبان محاوره به محاصره ی شعر و ترانه درآید شاعران به قضاوت کلام درآیند و عنان سخن را به دستگیری دل گرفته و مهر خرسندی بر دلها زنند.قربان نظر عزیزف به نازبالش شعر و سخنش دست تصرف بر دلها زد و توفیق سیادت بر سلک نظام سخن یافت.شاعران آن خوش نشینان سخنند که چون به کاشانه ی دل رسند به نشینان دیگرند که بر ملکوت کلام،خانه کنند.

قربان نظر عزیزف هنگامیکه تنها پانزده سال دارد نخستین سروده های رسمی اش به چاپ می رسد.شاعر با خلق صدها اثر شعری قوی و غنی در ادبیات ترکمن توانست مقام نخست سرایش را از آن خود سازد و خالق «سنت های بستان سرای» گردد.وی منظومه های شعری مانند:«دختر دور» ،«کشتی عقل به بحر اندیشه» ،«عشق» و «پاییز» را می سراید؛ نیز آثار درام و تأثیرگذاری همچون:«نسل ها» ،«پس از جنگ» و «تبعید» را خلق می کند و حماسه ی داستانی «گوراوغلی» را به نظم می‌کشد.

گویند وقت افسون سخن که رسد ساحره ی شعر در رسد و عزیزف آن ساحره ی خلاق شعر و سخن ست که به تکنیک سرایش آشناست و به لوای لطافت لایح بر سماط سخنش آگه ست و حسن حفاظ حافظان حرف و صوت را می داند که خود محصول مواصلت شعر و اندیشه ست و شاعران جملگی اعجوبه ی عجیب جهات زبانند.به کاشانه ی شاهانه ی شاعری عزیزف همه نوع هنری پیداست و بر جنبه ی وجود زبان شعری اش مجال خسروی سخن هویداست چنانکه معانی عمیق بر شط شاعری وی به عقود قبول دل در می آید.

مجموعه اشعاری از عزیزف مانند: «پسر و دریا»(۱۹۶۹م.)، «باور»(۱۹۷۱م.)، «میان زمین و آسمان»(۱۹۷۳م.) و…به چاپ می رسد از سالهای ۱۹۷۰م.تا ۱۹۶۰م.را شاعر جوان بر شعرگاه شعر و سخن ترکمن به مباشرت ادب می شتابد و بر ساحت سخن ترکمن به تشویق شگفتی شعر می پردازد و اینگونه بی چشمداشتی بر شبکه ی شعر و شاعری مشغول می‌شود.

شاعر،آخرین کتابش را که بدست خویش گردآوری کرد «پاییز»(۱۹۷۸م.) نام نهاد گویی که می دانست خزان عمرش در راه است و تندباد أجل در کمین است.هرچند که مجموعه اشعاری دیگر از وی به نام«پاداش»به سال(۱۹۷۸م.) به چاپ رسید. بخشی از سروده های شاعر مانند:«صحرای ترکمن»، «کوه ها»، و مانند اینان دستمایه ی موسیقی ترکمن گشتند و بخشی از منظومه های شاعر به سمت و سوی ادبیات نمایشی رفتند و بر صحنه ی نمایش و در معرض دیدگان به اجرا در آمدند.

اشعار شگفتی ساز شاعر بارها به زبانهای زنده و ادبی دنیا ترجمه شدند و در خدمت خلق ها و قشرهای گوناگون در آمدند.به سال ۲۰۱۱م. و ۲۰۰۷م. تمامی آثار شعری وی در ترکمنستان به چاپ می رسند و حق انتقال شعر و سخن به أفهام و عقول انسانی را به جای می‌آورند.

 

منبع: سایت مارقوش تورکمن صحرا www.margush.ir

(ترجمه از سایت قوللانما)

استاد عبدالکریم بهمن

 اندخوی لی قربان سردار اوغلی عبدالکریم بهمن هجری شمسی ییلی 1309 ده اندخوی ده جهانه اینن، آلتی صنف دن یوقاری اوقیب بیلن دال.مراد گوهر لرینی سواد شمع نینگ یاختی سینده تپان، سنه 1330 اندخویینگ قرغان مکتب نه معلم بولن. اندخوی میمنه، درزاب، شبرغان، کابل و مزار شریف ده معلم لیک ادن.

اللی ییل معلم لیک ادیب بو گون متقاعد بولن.

بهمن سنه 1329 ده الینه قلم آلن.دری وتورکمن دیل لرینده یازی یازمانه و شعر آیدمانه عشق تپان،اثر لری فاریاب، جوزجان، گوراش و گونش جریده لرده نشر بولن

باغ بوستان، غارری قلم، تورت گل، یوراک دردی، انه مهری، قربان سردار، گوهرستان ، آق یول، تاریخ سه سی، قلم سه سی، بوغیلان سه سس لر شعر ترکمن دیلینده، سبق، صدای دل و سالیر نامه آدلی اثر لری بهمن تالیف ادن.

بهمن آلمان، روسیه، رومانیه، تورکیه، آذربایجان، قافقاز، تورکستان، اوزبکستان، تاجکستان و پاکستانی سیاحت ادن.

ارسالی: عبدالله غنی زاده

محترم داکتر صاحب عبد الرحیم (یلقمینگ) اوز مجموعۀ اشعارینده یازیلان بیوگرافیسی

خدایم جاینی جنت دان ایتسون اتام ملا عبدالرّحمن،محمد اسمعیل اوغلی «1348» لانجی یلده (46) یاشاب بیر اوپگه کسل لیگنه ساتاشیب بیر هفته نینگ ایچینده بو دنیا دان گچدیلر. اولار بوت وکوش تیکیب روزگارینگ گراک یراغینی وگونداکی خرچیمزی تاپیورتیلر.ایشینگ قپدالیینده منگه ده هم الف ب دان باشلاب سواد اوراتیورتیلر .اولار منگه کوش،بوت تیکمه نی اوراتمه دیلار .همیشه اوقو اوقه ،منینگ بول کسبیمی اوره نامه دیورتیلار .اولارمنگه گورینگ بیریورتیلار و— آیدیب تیلار! اوغلیم سن( 1334) لانجی ه ش یلده اند خوی ولسوال لیغنینگ کهنه قلعه قشلاقنده  اورته گیلدینگ .شول وقت بیز لر اوران غریب دوشیب تیک ،بیزلارینگ ترکمنستان دان ،کرکی دان مهاجر بولیب گیلانده قوین قوزی کته کچی مالیمیز اوران کوب تی .بیر یل قیش قتی گیلیب همه سینی بار یوغیمیزی ایدیریب غریب دوشیب غالدیق دیور تیلار .آنه شودیب من اوّل سوادی اتا مینگ یانیندان اورانیب آغام بیلان آقجه ده مردیان مکتبینده اوّل صنفی باشله دیم .اوندان سونگ اندخوی ده خان چهار باغ مکتبینه گیلدیم سویگ گرزیوان باردیم دهمیران وگرزیوان

مکتب لرینده اوقه دیم .سونگ گیلیب اند خوی ده ابومسلم خرا سا نی   لیسه سیندان

(1356) لانجی یل ده غوتاریب چیقدیم .شول یل کابل ده طب فاکولته سینه شامل بولدیم .یتدی یل اوقاب (1362)لانجی یل داکتر بولیب چیقدیم .من شعر ونظم آیتما نی ( 1350) لانجی یل لرده باشلاب تیم .  شو پیلّه لر کا بیتان ال یازو لاریمیزی محمد امین متین آدلی اند خوی اولی شاعری ایتیورتیلار ،اونگاریب فاریاب گون یازو       « روزنامه »سینده چاپ ایتیورتیق .شویل لر ده بیزلر بیلان سید محمد عالم لبیب وعبدالستار یارقین وباشقه شولار یانی دنگدوش لار بیزلر بیلان شعر آیتیورتیلار .

«1362»لانجی یل ده من فاکولته نی غوتاریب پولیس ایکی یوز بستر شفاخانه سینده

ایشه باشله دیم .اون یل شول شفا خانه ده جراحی بولیمینده ایش له دیم .

شول اورته ده نا چه یوله منی اوریش میدان لرینه ایبار دیلار ،پنجشیره باردیم ،تخار باردیم،مجاهد الینه دوشدیم ،بیر یل مجاهد توپرلاری بیلان قالدیم ،اشکمیش،قلعه زال،چاردره  ولسوال لیق لارینده قالدیم.چاردره ده حزب اسلامی گروپ لرینینگ ایچینده قالدیم .اینام بیلان تمیم اوغلیمینگ اینه سی چاردره گیلدی بیرعصبی تکلیف

تاپیب تمیم اینه سی قضاء ایتدی مزاری چار دره ده قالدی .اوندان سونگ ینه کابل

باردیم باشغه اویلاندیم . ایکی اوغل ،اوچ قیز ینه خدایم بیزلارینگ مشغله میزه قوشدی. (1368) لانجی یل ده  مزار شریف  ده داکتر بولیب ایشله دیم شول اورته ده

سرخان دریا (ترمز) شفاخانه سینده هم ایشله دیم .(1371) لانجی یلده سنگ چارگه  باردیم .سونگ (1383) لانجی یلده سرپل ولایت نه باردیم واوز جراحی ایشلاریمه باشله دیم .(1385) لانجی یلی جوزا آینده فرخار ولسوال لیغنه گیلدیم ،وشوپیلّه بورده

داکتر بولیب جراحی ایشلارینی ایشلیورین . شوپیلّه چه داکتر بولیب (2000)دان کوپراک کته عملیات ومونگ لرچه کژیک عملیات لری ایدیب گلیورین .

آنه شول تی، منینگ تانیشلیق اوچین قیسغه چه سوانیح معلومات لریم .

                                                                ( دوکتور عبدالرحیم ( یلقم )

شعرلری:

بولارمی

گل آچیلیب دورسه باغ وبوستانده

اویدان چیقیب سیلین ایتمان بولارمی

غیز کلین لر محبتین گورانده

نازلی یارینگ یاده سالمان بولارمی

             ……..

دشمن گیلیب آلر بولسه باشینگی

آیلام ایتسه سنینگ دگرا داشینگی

دوستینگ تاپیب اویله مه سنگ ایشینگی

ملتیق بیلان سینه دیلمان بولارمی

           ……….

قرینداشینگ یاتسه آه وزار چکیب

آغلاسه چاغه سی غانلی یاش دوکیب

طبیبه گیدمه سنگ یوغی بار ایدیب

داش یوراگینگ یاغه دونمان بولارمی

         ……… ..

کلبه نگه گیلانده قدرلی دوستینگ

یخشی دور دیرسینگ کم بیلن کوستینگ

اگر یتماز بولسه پلوه دستینگ

شوله نی اونگینده غویمان بولارمی

        …………

بیرو دوسیتلیق قورار بولسانگیز

همراه بولیب یوله چیقار بولسانگیز

کونگل سرین بیان ایدار بولسانگیز

الفتینگه بلد بولمان بولارمی

           ……….

یلقم اگر راحت گوراین دیسنگ

یار دوداغین سوریب دوراین دیسنگ

یخشی گیب دوغری ایاین دیسنگ

مشقت زحمتین چکمان بولارمی

منبع :جیهون

کلاسیک شاعریمیز " عبدالرحیم زینهاری " نینگ ترجمه حالی :

«««بقیه در ادامه مطلب»»»

//برای مشاهد ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید//

خلاصه بیوگرافی عالم بزرگ ومتفکرشیخ محمد عبده

محمد عبده درسال 1849.م. درقریۀ بنام«محله نصر» یکی از روستاهای شبراخیت  که از شهرهای استان بحیره است چشم بجهان گشود. پدر وی «عبده» نام داشت و بعدها نام پدر به اسم فرزندش محمّد افزوده شد، محمد در بارۀ انساب خاندانش چنین میفر ماید”ان نسبتنا ینتهی الی جد ترکمانی جاء من بلادالترکمان في جماعة من أهله وسكنو في الخيام بمديرة البحيرة مدة من الزمان” تر جمه:نسب ما بجد ترکمن «پدر کلان» به خاندان تر کمن که از بلاد  تر کمن آمده بود وصل میشود مدت زمانی میشود در یک نا حیۀ خیام سکونت میکنند.

از سطر های فوق بصراحت فهمیده میشود که شیخ محمد عبده فرزند یک خاندان ترکمن از بلاد ترکمن به مصر آمده بود  میباشد.

حفظ قرآن کریم

 ده سال از عمر محمد گذشته بود که خواندن و نوشتن را فرا گرفت. سپس به مکتب مردی که حافظ قرآن کریم بود، رفت تا قرآن بیاموزد. وی قرائت را نزد آن حافظ قرآن تمرین نمود تا از لحاظ نکات تجویدی مشکلی نداشته باشد؛ و آن قدر این کار را ادامه داد، تا در مدت دو سال، تمام آن را حفظ کرد. عبده، پدر محمّد، که از حفظ قرآن توسط فرزندش بسیار خرسند بود، در سال 1862 م. برای تکمیل قرائت قرآن و تجوید و فراگرفتن دیگر علوم دینی، وی را به شهر«طنطا» فرستاد، تا در مسجد احمدی این شهر به تحصیل ادامه دهد.

آن روزها، مسجد احمدی در شهر طنطا مرکز آموزش علوم قرآنی اعم از حفظ، تجوید و تفسیر قرآن بود. برنامۀ فعالیت های فرهنگی این مسجد هر شب بین نماز مغرب و عشاء انجام می شد و هر هفته بعد از نماز جمعه، درس تجوید و حفظ قرآن برگزار می گردید. و محصّلان این صنفها معلمان آیندۀ همین صنفها می شدند.  دایی شیخ محمد عبده به نام شیخ مجاهد نیز یکی از استادان تجوید مسجد احمدی بود.درین مدرسه برای محمد عبده در سهای قرآن کریم، تجوید وفقه براي شان خيلي ساده آمده بود فقط درس نحو وصرف جان ایشان را خیلی بتنگ آورده بود به خاطریکه او از سیستم آموزش این درس ها شاکی بود وچیزی ازین در س ها بر داشت کرده نمیتوانست .از همین سبب محمد عبده این مدرسه راترک گفته در یک قریه دیگر که یکی از نز دیکان شان بنام  شیخ درویش  زنده گی میکرد نزدش رفته واز ایشان علم تصوف واخلاق را یاد گرفت.

محمد عبده در سال 1866م.در جامع الازهر آمده همراه محصلین که بر بالای حصیر درس میخواندند آغاز به درس نمود .در اثناء تحصیلش از طرف استادان جامع الاظهر به فشار های زیاد روبه رو شد به خاطریکه محمد عبده بر عکس اساتذۀ الازهر به عقل خیلی اهمیت میداد از عقاید کتاب نسفی بنام«عقاید نسفی » مشهور است شروع بتدریس نمود این کتاب مفکورۀ مذ هب امام ماتریدی «رح» را اساس میگرفت.این کار محمد عبده از طرف استادان الازهر تنقید  میشد .چون در جامع الازهر عقاید اشعری تدریس میشدومصری ها به عقیدۀ اشعری زیاد اهمیت میدادند.محمدعبده بنا به مشکلات فراوان بعداز 12سال در سال 1877م. دیپلومه اش را از« الازهر» گرفت .ودر سال 1878م. به دارالعلوم استاذ شد.درین جا  مقدمۀ ابن خلدون را تدریس کرد .واز طرف دیگر در جامع الازهر به تدریساتش ادامه داد.

محمد عبده  همراه سید جما ل الدین افغانی

محمد عبده  همراه سید جما ل الدین افغانی در سال 1872م.به مصر آمده بود معرفی شد سخن رانی های افغانی را تعقیب کرد وبه در س هایش اشتراک نمود .محمد عبده از نظریات افغانی سخت متاثر شد .ودیدگاهش  را نسبت بدنیا از سر گرفت وبرای تصوف شکل فلسفی داد، اخلاق والای اسلام را به عمل پیاده ساخت .مفکورۀنجات مسلمین از استعمار غرب و اصلاحات لازمه را دردین بمیان آورد. ومسلمانان را در بارۀ این موضوع ایقاظ نمود.

محمد عبده هنوز در دانشگاه الازهر محصل بود در سال 1876م. مقاله هایش در روزنامۀ الاهرام به نشر آغاز کرد .وقتیکه به روز نامۀ« الوقایع المصریه» حکومت مصر، بخش ادبیات علاوه گردید. به راس آن محمد عبده آورده شد در آن جا با  نوشته های ادبیش اهمیت این روز نامه راخیلی بالا برد.وبعدا محمد از مصر به بیروت تبعید شد  در آنجا بتدریس آغاز کرد بعداز یک سال  سید جمال الدین افغانی آنرا به پاریس دعوت کرد محمد عبده دعوت افغانی را اجابت نموده به پاریس رفت وهمراه سید جمال الدین یک جمعیت بنام عروت الوثقی تاسیس نمود .وبه همین نام یک مجله« مجلۀ عروت الوثقی» را بنشر رساند این مجله را  به مدت8     هشت ماه توانست 18 عدت چاپ نماید.عبده  اثناء اقامتش در پاریس دوبار به انگلستان سفر نمود  ودر سال1885م. من حیث ممثل این مجله به مغرب رفت ودر همین سال به بیروت باز گشت عبده به نوشته هایش در بیروت سرعت داد یک تعداد شرح وترجمه هارا در همین جا «بیروت»به رشته تحریر در آورد. محمد عبده 3 سه سال به بیروت تبعید شده بود اما 6 سال در آنجا ماند.بعداز گذراندن  6 سال در تبعید به عفو خدیوی توفیق به مصر باز گشت عبده در سال 1899 م. 2 دو  وظیفۀ مهم را بدوش گرفت یکی مفتی مصر ودیگر عضو شورای مشورتی قوانین . شیخ محمد عبده در اواخر عمرش در قبال یک عده وظایف دولتی  و ملکی به تحریر   و تدریساتش نیز ادامه داد .عبده در سال 1899 م. در جامع الازهر بتدریس تفسیر قر آن کریم شروع نمود تا آخر عمرش به این درس ادامه داد .در همین درس یکی از شاگردانش به نام رشید رضا خلاصۀ این در سها ی تفسیر قرآن عظیم الشان را نوت میکرد بعداز یک سال این در سهارا در مجلۀ المنار بنشر آغاز کرد محمد عبده تا آخر عمرش توانست سورۀ النساء را تا آیه 125.تفسیر نماید ونشر ش تاعدد 15. مجله المنار دوام کرد

محمد عبده عموما به این اسم مسمی میشده اما بعداز وفاتش به عنوان  مفتی مصر محمد عبده ویا  شیخ محمد عبده مشهور شد ودر 11 جولای سال 1905دنیای فانی را وداع گفت محمد عبده دوبار از دواج کرد .سه دختر وهزاران شاگرد ومحِب  به ارمغان گذاشت .

محمد عبده بعداز وفاتش بسیاری از محققان را به خود  جذب کرده در باره تاثیر افکار محمد عبده در دنیای علم، تحقيقات مزید از طرف محققان در  جهان اسلام وغرب صورت گرفته است شیخ محمدعبده برای وحدت مسلمین تلاش زیاد نمود، او توجه خاصی به بحران اندیشه مذهبی مسلمانان در اثر بر خورد با تمدن غربی ومقتضیات جدید جهان داشت چراکه مسلمانان در اثر رکود چند ساله ،آما دگی درستی برای مقابله با این بحران نداشتند

عبده آن  مسؤولیتی را احساس میکرد که یک عالم دینی احساس میکند ،از قبیل فقه مقارن مذاهب چهارگانه ،دخالت دادن مبانی فلسفه حقوقی در اجتهاد وایجاد نظام حقوقی جدید در فقه که پاسخ گوی مسائل روز باشد،وي كه مانند سيد جمال الدين أفغاني در عقب وحدت دنياي اسلام بودوبا تعصب هاي فرقه اي ميانه خوشي نداشت.

او اعتقاد داشت براي رويارويي با غرب بايد به اسلام راستين بازگشت واگر چنین شود تمام مشکلات جامعۀ اسلامی حل خواهد شد در واقع اندیشۀ وحدت بین مذاهب اسلامی جزو آرزوهای شیخ محمد عبده بود.

مأخذ:

عثمان كسكی اوغلو  دانشگاه انقره مجلۀ دانشکده شرعیت

خلیل تاش پینار داشگاه جمهوریت مجلۀ دانشکدۀ شرعیت

رشید رضا استاذ الامام

فیض الله« فیّاض »

زنده گی نامۀ ملانفس


ملانفس که در ادبیات ترکمن به عنوان «سلطان سرزمین عشق» شهرت یافته، در اوایل قرن 19 میلادی (1810م) در میان ترکمن های تکه از طایفه وکیل و تیره یازی در حوالی شهر سرخس به دنیا آمد. در مورد سال ولادت و حتی زادگاه وی اختلاف نظر بسیار است.
پدرش قادیر بردی (ملا قاراش)، ملایی مکتب خوانده بود، ملانفس نیز در مکتب خانه محلی سواد آموخت و با تشویق پدر در مدارس مرو و سپس در بخارا تحصیلات خود را ادامه داد. در آغاز او در یکی از دهات ناحیه مرو معلم مدرسه بود و بعدها بازرس مدارس شد.
مطالعات ملانفس در ادبیات ترکی، باعث انس و آشنایی وی با آثار نوایی، فضولی و صیادی گردید. همچنین تحصیل در شهر بخارا وی را با ادبیات فارسی و بویژه سروده های امیر خسرو دهلوی، مولوی و حافظ آشنا ساخت.
ملانفس با دختری به نام «بوستان تاج» ازدواج کرده، صاحب دو پسر به نامهای محمد رحیم و رسول می گردد.
ملانفس در اشعار اولیه و اشعاری که بعدها به عنوان «اشعار تازه یاب» از او منتشر شد. دو شخصیت کاملا متفاوت از خود برجای گذاشته است، چرا که اشعار اولیه وی غنایی است و در خدمت وصف یار و عشق و دلبر، به این خاطر او را در ادبیات ترکمن«سلطان سرزمین عشق» لقب داده اند. اثر مشهور او به نام زهره طاهیر نیز از این دست است که در میان ترکمن ها از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. اثر دیگر ملانفس مجموعه اشعار وی می باشد.
او در نخستین آثار شعری، نبوغ خود را با مهارت کافی در صورخیال به کار گرفته برده و تسلط خود را بر اوزان عروضی به نمایش گذاشته، تصور می رود که در سبک شعری پیرو با استعداد و کامل کننده سبک شعرای سلف باشد. در این مرحله او به توصیف عشق پرداخته و در دایره بسته قوس و کمان، ابرو و لب و زلف یار چنبر زده و در حد افراط پیش رفته است. لیکن همین شاعر در گذر زمان با مشاهده جریانات و حوادث سیاسی – اجتماعی آن زمان چون تهدید روس و انگلیس متحول گردید و پس از آن در خدمت سرداران و قهرمانانی بود که از ایل در برابر هجوم اغیار دفاع کرده، قاصدان عزت و سربلندی به شمار رفته اند. ملانفس در این دوران همانند کمینه، درد و رنج فقرا و بی عدالتی های بیگ ها و رؤسا را در اشعارش منعکس می کند.
غلبه بر خان خیوه و کشته شدنش بدست سرداران تکه و اتحاد با ایرانیان در این جنگ (1854 م / 1271 ه.ق)، پیروزی در جنگ قاری قلعه (1853 م / 1270 ه.ق) و نمایش قدرت تکه به رهبری نوربردی خان و نیز غلبه در جنگ مرو از عمده ترین وقایعی بود که ملانفس را در آخرین دهه عمر خود متحول ساخت و شاعر در این دوره از زندگی خود با چهره ای انقلابی وارد میدان می شود. همچنین شاعر به سردارها و شخصیت های حماسی ارادت خاصی داشته است و با سرودن 15 شعر در کتاب خویش به نام سرداران نام آور ترکمن، یادشان را برای همیشه در تاریخ ثبت کرده است، اکنون به ذکر نمونه ای از شعر ملانفس می پردازیم:
کونگلوم سانگا نصیحت، گزسنگ سر به سر گزگین
تانی دوست- دوشمانی، اویونگه با خبر گزگین
قانیم بیلن قارجاشسانگ، دایم مشتی پر گزگین
گزسنگ دونیا یوزونده، دوام تازه تر گزگین
قیرق ییل مایا گزینچانگ، توتین بیرییل نِر گزگین

ترجمه:
ای دل بیا نصحیتی بکنم، اگر زندگی می کنی سربلند باش
دوست و دشمنت را بشناس و از خانه ات با خبر باش
اگر با دشمن می جنگی، با مشتی آماده و پر زندگی کن
در زندگی مقاوم باش
یک سال مردانه زندگی کردن بهتر که چهل سال به خفت زندگی کنی.

ملانفس در جریان جنگ مرو که بزرگترین واقعه ی تاریخ ترکمن، در سده ی نوزدهم میلادی است، فعالانه شرکت داشت و پس از کسب پیروزی، اشعاری در ستایش خانها و سرداران بزرگ ترکمن «قره اوغلان، قاجاربای، عوض مراد و … » سروده است.
ملانفس پس از آن نیز در عملیات مقابله با قشون «حمزه میرزا» (والی خراسان از سوی ناصرالدین شاه قاجار) که استیلای بر شهر مرو را در سر می پروراند به نبرد پرداخته، به سختی مجروح شد و چندی بعد به روایتی در سال 1860 میلادی و بنا به روایتی دیگر 1862 میلادی چشم از جهان فرو بست. پیکر وی را در آرامگاه «خوجه عبدالله بابا» در حوالی مرو به خاک سپردند.

منبع:
زندگی نامه بزرگان شعر و ادب ترکمن – فرهاد قاضی

قربان دردی ذلیلی

دوست نزدیک ومعاصر سیدی ، قربان دوردی ذلیلی ( 1795- 1850 م ) یکی از شعرای برجسته این دوره است که مؤلف اشعار اجتماعی وعاشقانه زیاد میباشد. او خواهرزاده شاعر بزرگ ترکمن مخدومقلی فراغی بوده ودرسال 1795 میلادی ( 1220 هـ ق ) متولد شده است. ذلیلی تحصیلات خودرا در مدرسه ” شیرغازی ” خیوه به اکمال رسانیده ودرتاریخ ادبیات ترکمن یکی ازشعرای خوش قریحه وبا استعداد محسوب میشود.

ذلیلی درسال 1819 میلادی هنگامی که خان خیوه محمد رحیم خان مقاومت ترکمن هارا درهم شکسته ، سرزمین شاعر را غارت میکرد، ذلیلی را به مثابه فرمانده نظامی که درنبرد رویا روی قرارداشت ، به اسارت در می آورد. شاعر هفت سال را دراسارت بسر برده وقمست اعظم آثار خویش را نیز مثل مسعود سعد سلمان دراسارت سروده است.

قربان دوردی ذلیلی بعدازمرگ محمد رحیم خان از خیوه فرار کرده به زادگاهش برمیگردد. آثار این شاعر رزمجو نیز به آفرینش ادبی سیدی مشابهت کلی داشته وبین هر دو مناسبات دوستانه خیلی نزدیکی برقرار بوده است.

اشعار ذلیلی ازبهترین نمونه های اشعار کلاسیک ترکمن محسوب میشود که درآنها اندیشه ها وافکار گوناگونی بازتاب یافته وحوادث و وقایع آنروز گار ترسیم گردیده است.

نمونۀ از شعر ذلیلی :

بیگانه یغشی

اوتورشی بیر، کونگلی آیه غرداش دان

شــــــــیرین ملاقات لی بیگانه یغشی

یوز مونگ منت بیلن بیریلن آشــــدان

ایسنگ طعام یاقـــــــمز دهانه یغشی

**

کونگلیل بیرقوش، قین اوچمه سی بوسن سونگ

کایش آرتار غصــــه ســـــــری باســــــن سونگ

دیدینگینگ بولمان سـونگ عشقینگ تاسن سونگ

ســـــوزله ســـــنگ ســـــوزگیلـــــمز زبانه یغشی

**

آتسنگ نشانه دگر اوقینگ دوغری سی

بیرمنزله یتمز یوکینگ ایگـــــــری سی

باســــــمه سیندن چیقار اوبه اوغرسی

یگـــــــــــیت ساده گراک ترکانه یغشی

**

بیله نینگ یغشــــــــی لیق یادیندان گیتمز

دوست ، دوستدان یمانلیق گورسه اونوتمز

بولاندان ســـــونگ عاجزلیقدان ایش بیتمز

بولماق لــــــــیق هرایشـــه مردانه یغشی

  ***

اصلینه یت سوزمعنی سین سورمده

چیقماق مشکل پیکام غالسه یاره ده

عقــــل اوروش ایتمز ” آو” دییپ آره ده

اوروش اتمـــــــــــک یابیر نادانه یغشی

**

ذلیلی دییر یورگین اولینچانگ سرخوش

گیزله ســـــــرینگ هرنامرده ایتمه پاش

اگرالدان گـــــــــــیلر، گیلمز هربیرایش

هابای ، سیاست دشـــــــمانه یغشی

 

منبع : کتاب تاریخ وفرهنگ ترکمنها صفحه 183- 184

مؤلف کتاب : محمدصالح راسخ یلدرم

ارسالی : امین محمدی



زندگی

محمد پسر سلیمان در حدود سال ۱۴۸۳ در عراق به‌دنیا آمد.در منابع معتبر از جمله مجمع‌الخواص صفحه ۱۰۳حله به عنوان محل تولد فضولی برشمرده شده است، اما در برخی منابع دیگر کربلا یا نجف هم آمده است.پدرش سلیمان بود که به حله مهاجرت کرد و قاضی آن شهر بود. «پدر فضولی بنا به گفتهٔ «صادق بیگ افشار» صاحب تذکرهٔ «مجمع الخواص» –که به زبان ترکی ازبکی نوشته شده– از ایل بیات بوده که یکی از ۲۲ طایفه مهاجر ترکان اوغوز می‌باشد.» او در حله و سپس بغداد تحصیل کرد و یکی از استادانش «ملک الشعرای حبیبی» از شاعران حروفی بود. حدود هفتاد ساله بود که در بغداد درگذشت.

سبک‌شناسی

پیش از فضولی در ادبیات ترکی آذربایجانی شکل‌هایی چون مثنوی و غزل رواج داشت و فضولی خود یکی از غزلسرایان برجسته بود، اما «او نخستین آثار ارزندهٔ تمثیلی را در ترکی آذربایجانی آفرید (بنگ و باده- صحبت الاثمار). فضولی مانند نسیمی کوشید تا شعر ترکی را با اوزان عروضی سازگار نماید اگر چه او موفقیت چشمگیری به دست آورد ولی واقعیت این بود که ترکی با وزن هجایی سازگارتر است.»

بعضی از منتقدین ادبی سبک اشعار فارسی فضولی را نزدیک به سبک هندی و صائب تبریزی که صد سال پس از وی این سبک شعر را رواج داد می‌دانند. «بسیاری از مضامین فضولی را بعد از او در شعر شعرای نامدار مکتب اصفهان یا سبک هندی (= سبک فضولی) می‌بینیم.» و حتا او را «از جمله پایه‌گذاران سبک هندی» شمرده‌اند.

 تخلص فضولی

یاران گذشته بس که کردند         تاراج عبارت و معانی
شد تنگ فضای نظم بر ما         فریاد ز سبقت زمانی


فضولی در فارسی به دو معنا به کار می‌رفته است:

۱- کسی که کار بیهوده کند.
۲- آنکه بی‌جهت در امور دیگران مداخله کند.

این دو معنا دقیقا با معنای این واژه در زبان عربی انطباق داشت. اما از حدود قرن هشتم هجری به بعد این مفهوم به «فضول» داده شد. در عوض واژه «فضول» که در عربی یعنی «زبان درازی و مداخلهٔ بیجا در کار دیگران» در فارسی «فضولی» خوانده شد. مثلا حافظ می‌گوید:

    «در کارخانه‌ئی که رهِ عِلْم و عقل نیست
    وَهْمِ ضعیفْ‌رای فضولی چرا کند؟»

که در این‌جا فضولی به همان معنایی است که ما امروزه به کار می‌بریم، و این عکس معنای عربی این واژه است. به هر حال محمدبن سلیمان این تخلص را به معنای عربی آن به کار می‌برد یعنی:«زبان دراز و مداخله کننده در کاری که به او مربوط نیست»، یا به تعبیر امروزی «فضول». فضولی در مقدمه دیوان اشعارش به زبان فارسی دلیل انتخاب این تخلص عجیب را با زبانی شوخ‌طبع توضیح می‌دهد:« آخرالامر معلوم شد که یارانی که پیش از من بوده‌اند تخلصها را بیش از معانی ربوده‌اند. خیال کردم که اگر تخلص مشترک اختیار نمایم در انتساب نظم بر من حیف رود اگر مغلوب باشم و بر شریک ظلم شود اگر غالب آیم. بنابر رفع ملابست التباس «فضولی» تخلص کردم و از تشویش ستم شریکان پناه بجانب تخلص بردم و دانستم که این لقب مقبول طبع کسی نخواد افتاد که بیم شریک او بمن تشویشی نتواند داد.»

آثار

ترکی

صفحه‌ای از دیباچهٔ دیوان اشعار فضولی به زبان ترکی

    * دیوان شعرها.
    * شاه و گدا.
    * لیلی و مجنون.
    * مثنوی بنگ و باده. . به شاه اسماعیل تقدیم شده است.
    * روضه.
    * حدیقت السعداء. . این کتاب ترجمهٔ روضةالشهدای حسین واعظی است.که بر آن مطالبی نیز افزوده است.
    * صحبت الاثمار. ( گفت‌وگو بین چند میوه است و یکی از نخستین کتاب‌های ادبیات کودک محسوب می‌شود.)    * شکایت‌نامه.
    * رساله معما.

 نمونه شعر ترکی

ای خوش اول مست، کی بیلمز غمی-عالَم نه ایمیش   
     نه چکر عالم اوچون غم، نه بیلر غم نه ایمیش

بیر پری سیلسیله‌یی-عشقینه دوشدوم ناگه   
     شیمدی بیلدیم سببی-خیلقت-آدم نه ایمیش.

واعظ اوصافی-جهنم قلیر، ای اهل ورع!    
    وار اونون مجلسینه، بیل کی جهنم نه ایمیش!

اوخو کؤکسومده ئوتوپ، قالمیش ایمیش پئیکانی 
       آه بیلیدیم سببی-آهی-دمادم نه ایمیش!

ای فضـولـی! مـزه‌یی-ساقی و صهبــا بیلـدیـن   
     توبه قیل تا بیله‌سن، زَرق و ریا هم نه ایمیش!

ترجمه فارسی

خرم آن‌کس که نداند غم عالم چه بوَد         غم دنیا نشناسد، نه که خود غم چه بوَد
ناگهان بندی زنجیر نگاری شده‌ام         حال دانم سبب خلقت آدم چه بود
گفت واعظ همه اوصاف جهنم، زاهد!         باش در مجلس او، بین که جهنم چه بود
تیر بر دل بزد و مانده بجا پیکانش         آه، دانم سبب آه دمادم چه بود
ای فضولی مزه باده ساقی دانی         چو کنی توبه بدانی که ریا هم چه بود
فارسی

قدیمی‌ترین نسخه خطی دیوان فارسی فضولی در ۲۰ جمادی‌الاولی ۹۵۹ قمری به خط حبیب‌الله اصفهانی نوشته شده است. این نسخه هم‌اکنون در کتابخانه مرادیه در ترکیه نگه‌داری می‌شود.در مقدمهٔ این دیوان، فضولی با زبانی که گاه به طنز نزدیک می‌شود، شرح می‌دهد چگونه بعد از این که در سرودن شعر به عربی و ترکی مهارت پیدا کرده، اشعار پراکندهٔ فارسی سروده است به سرودن غزل به فارسی پرداخته است:
تا آنکه روزی گذارم بمکتبی افتاد، پری چهره‌ٔ دیدم فارسی‌نژاد، سهی سروری که حیرت نظارهٔ رفتارش الف را از حرکت انداخته بود و شوق مطالعهٔ مصحف رخسارش دیدهٔ نابینایی صاد را عین بصر ساخته بود.

چون توجه من دید از گفتهای من چند بیتی طلبید. من نیز چند بیتی از عربی و ترکی باو ادا نمودم و لطایف چند نیز از قصیده و معما برو فزودم. گفت که اینها زبان من نیست و بکار من نمی‌آید، مرا غزلهای جگر سوز عاشقانهٔ فارسی می‌باید.

هر چند اصولا فضولی در این مقدمه با شوخ‌طبعی مسائل را بیان می‌کند و بعید نیست از سر شوخ‌طبعی این ماجرا را نقل کرده باشد اما به هر حال غزل‌های عاشقانهٔ فارسی فضولی بخش مهمی از دیوان او را تشکیل می‌دهند.

فضولی به فارسی در قالب‌های مختلف مانند قصیده، غزل، ترکیب‌بند، مقطعات، رباعی و مثنوی ساقی‌نامه شعر سروده است؛ اما بخش عمدهٔ دیوان او را غزل و قصیده تشکیل می‌دهد.

    * دیوان شعرها
    * رند و زاهد
    * صحت و مرض
    * انیس القلب
    * ساقی‌نامه (هفت جام)
    * روح نامه (سفرنامه روح یا حُسن و عشق)

نمونه شعر فارسی
نو خطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام         من چو مجنون نیستم در عاشقی مردانه‌ام
خضر می‌گویند بر سر چشمهٔ برد ست راه         قطرهٔ گویا چکیده جایی از پیمانه‌ام
عقل را هر لحظه تکلیفیست بر من در جهان         بی‌تکلف با عجب دیوانهٔ[۲۶] همخانه‌ام
درد دل با سایه می‌گویم نمی‌یابم جواب         غالبا او را بخواب انداخته افسانه‌ام
متصل از درد عشق و طعنهٔ عقلم ملول         می‌رسد هر دم جفا از خویش و از بیگانه‌ام
تا کشیده بر گلت از سنبل مشگین نقاب         می‌خلد صد خار هر دم بر جگر از شانه‌ام
به که بر دارم فضولی رغبت از ملک جهان         نیستم گنجی که باشد جای در ویرانه‌ام

عربی

فضولی در مقدمه دیوان فارسی‌اش در مورد اشعار عربی‌اش گفته است: «باشعار عربی پرداختم و فصحای عرب را بفنون تازی فی‌الجمله محظوظ ساختم و آن بر من آسان نمود زیرا زبان مباحثهٔ علمی من بود.»

شعر

    * مطلع الاعتقاد
    * دیوان اشعار عربی

کلام و فلسفه

    * مطلع الاعتقاد فی معرفت المبدأ و المعاد. این کتاب توسط دکتر حسین محمدزاده صدیق از عربی به فارسی ترجمه و در قطع وزیری منتشر شده است.در سال ۱۹۵۸ در باکو منتشر شد.

نمونه اشعار

فضولی از کم‌سوادی کاتبان و از این که هنگام نوشتن اشعار دقت کمی می‌کنند و مفهوم اشعار را از بین می‌برند در رنج بوده است و در انتقاد به این موضوع سه شعر به ترکی، فارسی و عربی سروده است.

ترکی

قلم السون اَلی اُلْ کاتب بَدْ تحریرک         که فساد رقمی سوزمزی شوُرِِ ایْلر
گاه بیر حرف سقوطیهِ قِلْورنادری نارْ         گاه بیر نقطه قصوریله گوزی کورایلر

فارسی

باد سرگشته بسان قلم آن بی‌سروپا         که بود تیشهٔ بنیان معارف قلمش
زینت صورت لفظ است خطش لیک چسود         پردهٔ شاهد معنی است سواد قلمش

عربی

تبت یدا کاتب لولاه ما خربت         معمورةأسّست بالعلم و الادبِ
اَردی من الخمرفی اِفساد نسخته         تستظهر العیب تغییراً مِنَ العَثَب

عاشر محمد قولاق

عاشر محمد قولاق فرزند ملا خلوت در سال 4/9/1351 متولد شده و یکی از هنرمندان وشاعران جوان ترکمن از خطه مرزی کرند است. وی در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد زادگاه وی روستای کرند است. متاهل ودارای دو فرزند دختر ویک فرزند پسر بنامهای آیلین، آی سن ، محمد صفا می باشد.

 

وی تحصیلات ابتدایی را در روستای کرند گذراند ایشان به علت فقر مالی نتوانستند ادامه تحصیل دهند در نتیجه ترک تحصیل نمودند .وپس از گذشت چندین سال با تشویق دوستانش و با پشتکاری که داشتند برای ادامه تحصیل در طرح جامع شرکت نموده هم اکنون در مقطع دبیرستان در کلاس بزرگسالان ادامه تحصیل می دهد. وی یکی از شاعران فعال ترکمن صحرا است ودر عرصه اجتماعی و فرهنگی نیز فعالیت دارند . ایشان رابط کمیته امداد مراوه تپه وعامل زکات آن اداره نیز میباشند. آقای قولاق چندین سال است که در عرصه خبرنگاری هم برای نشریات استانی وکشوری وسایت های معروف ترکمنصحرا کار می کند ویکی از خبرنگاران فعال منطقه محسوب می شود. 
وی شعرهایی را در موضوعات مختلف ومشکلات روز جامعه می سراید. ویک کتاب از مجموعه اشعار خود بنام ترکمن خیر دغاسی را به چاپ رساند و کتاب شعر دیگری هم در دست چاپ دارد. وی شعرهای کودکانه فارسی نیز سروده ویک مجموعه شعر کودکانه فارسی وی نیز در دست چاپ است. آقای عاشرمحمد قولاق به غیر از شعر وشاعری یکی از مجریان توانمند محافل ادبی ، اجتماعی وسیاسی است. وچندین سال در مراسم بزرگداشت مختومقلی در آق تقه مجری گری برنامه شب شعر آنجا را به عهده داشت. در بین ترکمنها کمتر کسی است که نام وی را نشنیده باشد. 
او در این اواخر به عنوان خبرنگار در بخش ترکمنی رادیو گلستان همکاری خود را آغاز کرده است. عاشرمحمد قولاق طی سالهای اخیر در عرصه های فرهنگی وهنری حضوری فعال دارد.واعضای چندین انجمن از جمله عضو انجمن شعر وادب ترکمنی میراث گنبدکاووس، عضو موسسه فرهنگی وهنری ترکمنان گرگان زمین،عضو خانه مطبوعات استان،عضو انجمن صنفی نویسندگان و روزنامه نگاران استان، عضو صندوق حمایت شاعران ونویسندگان استان، وعضو شورای اسلامی روستای کرند، وخبرنگار اقتصاد گلستان ، پیک خزر وفرهنگ آشتی، وابتکار وخبرنگار برخی سایتهای فرهنگی اجتماعی منطقه است مدیر وبلاک به آدرسwww.turkmensongidagy.blogfa.com (ترکمنینگ سونگی داغی) بوده و مدیر سایت www.korand.ir می باشد که با مراجعه به آدرسهای ایتنرنتی فوق می توانید به دیگر فعالیتهاو اشعار عاشرمحمد قولاق دسترسی پیدا کنید. همچنین آقای قولاق در زمینه نشر کتاب وتوزیع آن در سطح استان گلستان وفروش اینترنتی کتابها در خدمت نویسندگان استان می باشد. پست الکترونیکی ایشان gonbadketab@yahoo.com 
یک نمونه شعر وی با نام نصیحت ووصیت که برای اولین دخترش سروده:
نصیحت و وصیت

بیلمانی گتیردیم گوزلرینگ گویدیب اولالارسینگ بالام دورمارسینگ بیدیب
آجیسی بار سویجی سی بار دورموشینگ میداما دنگ گلمز تومیسینگ غیشینگ
غریب بولسانگ بای بولماغی کویسه مه آرتیقماجینگ پایلا کیم گلسه چمه
موندا بیر بره نینگ اوندا مونگ بولار آخرتدا سانگا کولگه سین سالار
بی ادب لنگ گزیشیندن ادب آ ل اول ادبی دورموشینگدا یادا سال
بو دنیانی گورسنگ بیر غاملاغال دیر آجی سی گورینمز سویجی سی بال دیر
آرازانگی توتغین گچیرمه نماز عبادتی ناچه ادسنگ ینه آز
ذره دن یالقار اول ذره دن قارقار غارغیشی کان آلسانگ داغادار دارغار
عبادتینگ آچاری دیر اوچماغینگ باشارسانگدا گنگشسیز دون بیچمه گین
ناچه لر حاراسات اولمه جک یالی سن اولردن داش دور پس توتیب پالی
ارتیری غایغی ادمه شو گونی تاپسانگ عجیز لر کپله مز کله سین چاپسانگ
کپلاناق دیب سن اولارا زور ادمه بولار بولمازلارینگ کپینه گیدمه
سن باشارسانگ عجیزلره باش بولغین زاد تاپمایان غلاجلارا آش بولغین
سیلا آتانگ همده اونینگ دوسینی توت توینی ساویب برگین یاسینی
سنگ باشینگ تاجی دیر آتانگ هم انانگ انه سیز چاغا لار اونگیارقا نه ننگ
قدرینی بیله ور اولانگ بار وقتی باشارسانگ یاساب بر غیزیلدان تختی
آیلاغین انه نگی مدینه مککأ غین گورمه آتانگدان اورسادا چکگأ
مریض لرینگ حالرینی سوراغین واطانینگی دوشمانلاردان غوراغین
نامیس دیر واطانینگ غایراتلی بولغین اوغریندا گراگمی جانینگام برگین
چاغیرلمادیق یره بارما اوتیرما دوز ایان یرینگه زیان یتیرمه
آمانتی غاییم ساغلا الینگده یامان پاییش سوز بولماسین دیلینگده
غاپینگ آچیق بولسین میهمانا غارشی هیچ هاچان بولماغین میهمانا غارشی
بوش گویبرمه الین سریب گله نی آلماغین دیلینگه غیبت یالانی
قان قوقینگ اوستیندن گچمه گین ادلاب اولا آیات اوقی هر محال یادلاب
کوپلتجک بولماغین دنیه مالینی کوپلتجکلر بیلمه لی اؤز حالینی
اوشیر زکات قولی دارلانگ حقی دیر بریلمه دیگ حق تانگری نینگ اوقی دیر
یتیم لره باشین سیپاب یوز برگین واجباتینگ اوز یرینه دوز برگین
قارض آلسانگ برگینگ دیر اول بره ور وعده برسنگ اوز عهدینگده دوراور
غوانیارین سانگا یکه غیزیم سن نصیب بولسا توتمالیسینگ ایزیم سن
زیان یتیره نوق آتانگ بیرینه خیر ایشی کوپ اتدی اونینگ یرینه
تویدا ایلینگ گولکی سینه غاتیشدی یاسدا درد پایلاشیب غما باتیشدی
انه آتانگ دی آبرایی اوزیب آ ل وجدانینگی الگ اتده سوزیب آ ل
آبرای غیرقیلان ارکج مثالی الدن گیدسه بولماز علاجی یولی
دیارلر بخیلینگ گوگرمز باغی سخی لیق بیر نور دیر یاق شو چراغی
خیراطرف باسسین هر باسان ایزینگ دینگلنمیان یرده آیدماغین سوزینگ
اونگشوق قاوی گچسین یابیش بیر ایشه دوس گونگلی نازیکدیر عینی بیرشیشه
باشارسانگ دوس کونگلین دوومه جگ بولغین ایل اؤوسین اؤزینگی اؤومه جگ بولغین
آتانگ اوتوزبیر یاش سندن اولی دیر بوگون دیری ارتیرگورسنگ اولی دیر
انه نگ ییگریم باش یاش اولی دیرسندن یانیمدا سیلاغی اولی دیر چیندان
غیزیم اولالارسینگ بیدیب دورمارسینگ سارغیدیم شو ناماردا ال سرمرسینگ
کیچی تانگرینگ بولار دوشان یولداشینگ دینگه اونگا آیدمالی سینگ یوموشینگ
قینچیلیغی باردیر دورموش دیانینگ یولداشینگا یتیرماور زیانینگ
بیر آلمانگ باربولسه ایکأ بولجگ بول شیدیب بیربیرینگ قدرین بیلجگ بول
یولداشینگام سانگا شیله راک بولسین بولانسونگ دورموشینگ لذتین بیلسین
آیدانلارمی غایتالاب دور یاداما غونگشی غولام هر بیرگلن آداما
اویت لرمی هرکیم ادینسه ساپاق دوزخ تامدیر بولسا اول شونگا قاپاق
آتانگ عاشرآیدیار غیزینا اوویت غیزیم میوه لی بول بولماغین سویت
کرندلی مولام دا جایلانمالی من غابریما گلمگین بوغیب بیر چمن
بیر الحمد ینه دا اوچ قل هوالله بخش ادسنگ روخیما اول زبون حالدا
یتیشر تانگری دان بریلسه پرمان غیزیم شوندا غالماز آتانگدا آرمان

بر گرفته شده از سایت: خبری  احتماعی  فرهنگی ترکمن های ایران

 

عـبدالمجیدایشچی




عبدالمجید ایشچی فرزند عبدالکریم در یک خانواده زحمت کش ودهقان در ولایت کندز پا به عرصه هستی گذاشت. مکتب ابدائیه و لیسه را در همان ولایت وتحصیلات عالی رادرولایت دارالمعلمین بلخ آغازوبه درجه یی لسانس درپوهنتون ولایت کندزبه پایان رسانیده بعدادرولایت های چون بدخشان ،بامیان،غزنی،بغلان،سمنگان به حیث معلیم ، مدیر و به تعقیب آن در ولسوالی قلعه ذال ولایت کندز به حیث ولسوال ودرولایت تخاربه حیث مدیرمعارف ومنشی کمیته ولایتی اجرای وظیفه نمودکه ددرسال 1359 به مدت 4 سال در جمهوری شوروی وقت به تحصیلات نظامی پرداخت.

و پس از بازگشت به کشور به حیث استاد سیاسی در وزارت داخله وآمرسازماندهی دراین وزارت وظیفه نمود بعدآ به حیث آمر امنیه و معاوون قوماندانی امنیه ولایت جوزجان تعیین شد سختکوش بودسالهاوظیفه نمود وپس از تصرف طالبان در صف هموطنان مهاجر قرار گرفته ومدت پنچ سال در غربت دور از وطن بسربردآثار زیادی به زبان ترکمنی و فارسی نوشت و در همان کشوربدست چاپ ونشرسپرد .

پس از سقوط طالبان در سال 1381 ازایران به وطن برگشت ولی هنوز لذت بازگشت را نه چشیده بودکه جام اجل را نوشید. آثار ونوشته هایش در کشور ایران تقریباً شش جلد کتاب به چاپ رسید و بقیه آثار مرحومی هنوز دست نخورده باقی مانده است.

مهاجر بایرامی  

ایلینگ دان گونینگ دان آیریلیپ غریب

مســافــــــر بایرامینگ مبارک بولسون

تحــقیر بولوپ یاد ایل لرده سارغاریپ

مهاجــــــــربایرامینگ مبارک بولسون 

مســــــافــــرســــن یاغداینگی بیل یاغشی

وطــــــــــــــن دیپ جگربغرینگ دیل یغشی

" اورسه سوکسه خوار لاسه ده ایل یغشی "

مسافربایرامینگ مــــــــــــــــبارک بولسون

وطن داشینگ عیدینگ غوتلاپ گیلماز می

گلــــــیپ سنینگ حال یاغداینگ بیلماز می

انسان بورده عـــــید ده اویناپ گولماز می

مهاجــــــــــــر بایرامینگ مـبارک بولسون

بُوقوپ گــــیزمالی می مهاجر بولن

عـــــــیال اولادیندان اوزاقده غالان

یکه گل دک باغدان آیریلیپ سولن

مسافر بایرامینگ مبارک بولسون

عـــید ده هرکیم غووی طعام ایار لار

سچاق یازیپ دورلی میوه غویار لار

اولــــی کـــــــیچی تازه گیم گیار لار

مسافـــــربایرامینگ مبارک بولسون

عید ده دوست یارینگ اوینه بارینگ

باریپ اونینگ حال یاغداین بیلینگ

غووی آرزو ادیپ یاردم گورکازینگ

مسافــــربایرامینگ مبارک بولسون

مسافرینگ عید ده یوراگی گولماز

بایرام نامه دی گین مهاجر بیلماز

مسافر یاغدائی باشقا دینگ بولماز

مسافربایرامینگ مبارک بولسون

 

مشهدمقدس 29/10/1377

مرحوم  عبدالمجید " ایشچی "  نینگ شعری

مهاجرغوشلار : 25 – 26 لانجی صحیفه

بر گرفته شده از سایت یگیت:

 

بییک تانگری نینگ آدی بیلن

موسی قزلجه نینگ بیوگرافی سی


موسی قزلجه 1347 نجی ییلدا ایرانینگ گلستان ولایتینیگ کوممت قاویز ( گنبد کاووس) اطرافیندا قزلجه آق امام آدلی اوبادا دونیا اینیپ دیر اول تا باشینجی صینفا چنلی اوز اوباسیندا اوقاپ سونگ ام اوچ ییل رهنمایی مقطع تحصیلینی گل چشمه آدلی اوبادا اوقاپ دیر . سونگ ام دبیرستان مقطع سینی کوممت شهرینده غوتاریپ یوقار اوقوونی هم تهرانینگ غولاییندا یرلشن کرج شهرینده غوتاریپ دیر اول پاورالکتریک پوداغیندا اینجینیربولوپ حاضیر کوممت شهرینده ایشلاپ یور . اول چاغالیقدان آیدیم ساز وغوشغا هم مشتاق میش یونه اول غوشغی دا اوزینی اووه سوریب بیلیب دیر . اونونگ مرحوم انه آتاسی هم غوشغی نگ مشتاقلاریندانمیش لار شول سبابلی اولاردان تاثیر آلیب دیر اول ایلکی طنز یا دگیشمه غوشغی لار بیلن غوشغی عالمینه گیریب دیر . حاضیرم اونی طنز غوشغی لاری بیلن غاوی تانایارلار . طنز آیری ماضمونلاردا هم غوشغی لاری کوپ اجتماعی وطنی و لیریکی غوشغی لاری هم بار. اونونگ تورکانه آدلی وبلاگی هم بار بیز حاضیر اونینگ ...... آدلی دگیشمه غوشغی سینی شو یرده گتیریارس . آرمان شاعر موسي قزلجه .

 

اشاره : موسي قزلجه تحصيلكرده رشته مهندسي و از شاعران خوش ذوق و نكته بين گنبدي است . كه گاه در زمينه طنز و ترجمه نيز فعاليت دارد . وي در وبلاگ نويسي نيز حضوري پربار دارد و براي كاربران اينترنت شاعري آشناست. شعري از اين شاعر با عنوان "اوندا نه آرمان " در پي مي آيد . در اين سروده با آرمان شاعر از قبيل خدمت به خلق - وطن دوستي - حسن خلق - آرزوي وحدت - ايستادگي در برابر ظالم و . . .آشنا مي شويم .

 

ایلیمینگ دردینه بولسادیم درمان .

اوندا نه آرمان .

واطانا ایله سم جانیمی قربان .

اوندا نه آرمان .

 

پرزندین سیلایار مهربان ایلیم .

بولایسام ایلیمه من هم مهربان .

اوندا نه آرمان .

گورلده ایلیمینگ آغزی بیر بولسا .

امید سیز اوتورسا ایلیمی غارغان .

اوندا نه آرمان .

قهرمان ایلیمی آرقا توتونسام .

سوزله جک سوزیمی دیسم غایغیرمان.

اوندا نه آرمان .

ظالیما ناماردا باش انگمک بولماز .

دیکلشسم توتوشسام گچسم یالبارمان .

اوندا نه آرمان .

دوغانلیق غاتناشیق بایلیق کوپلسه .

یانگا دان واطانیم بولسا آبادان .

اوندا نه آرمان .

وپالی ایلیمه وپادار بولسام .

دونیادن اوتسم من بیر غارغیش آلمان

اوندا نه آرمان

طنز غوشغی

                          

                                              جویجه

توووق بیلن جویجه لم                    اوغول غئزئنگ درگنه

چئقیاردی لار اونگومدن                   ایشدن یاداپ گلمده

گیرجک ده بولسام اویه                   توپولشوپ آیاق آرا

کان یوز برسم من بیلن                   گیدایجک لر ادارا

من اولارا   ایدیرمان                       حاشال لارینگ غورچوغون

اونگلرینه سپردیم                         غاوی تووئنگ اوجوغون

بیر گون آتام کسللاپ                     دونیامیزی غابشیردی

الته میزده طبیبه                           جویجه نگ  سووون تابشیردی

گورونم ده حاولی دا                       توووق جویجه لم اویشدی

تازه یتن بیر جویجه                         اوزی الیمه دوشدی

جویجه حايوان اوی لانمان                بیر گزگ هم بوحاقدا

بیر گوردی کسگیر پیچاق                 آبانیار بوقیرداق دا

آتا مم ایچین چکیپ                                     سوینوپ یاتیر اوتاق دا )

سوزونگ غیسغاسی شول گون        گوونون آلدیم داده مینگ

گورها جویجه حایوانئنگ                   ائنام اتیان  آدامین

                                  

                                               موسی قزلجه ۲۷/۹/۸۹  

 

 

 
عبدالكريم ( آيدنگ ) شاعر و يازويجى

قدرلى عبدالكريم (آيدنگ) يازى اوغلى سنه 1325 نجى هجرى شمسى ييلنگ ثور آيينده افغانستانينگ بادغيس ولايتينگ مارچاق اوبه سينده اورتا ياغدايلى علم دوست مشغله ده دنيا اينيار . باشلانغچ مكتبى آلتى نجى صنفه چنلى اوبه مكتب نده اوقاپ 1339 نجى هجرى شمسى ييلده كابلداكى حربى ليسه سينه سايلانيپ آلنيار . 1345 نجى ييلده حربى خوونحى اون ايكى نجى صنفينى تماملاپ اكادمى تخنيكه شامل بوليار . 1348 نجى ييلده تخنيكى حربى اكاديميه دان فارغ التحصيل بوليپ دوهم بريدمن رتبه ده افغانستانينگ اردو سينده ايلكى بيلن سكيز نجى فرقه نينگ دافع هوا قطعه سينده ايشه باشلايور. سونگره هرات شهرينداكى (17) نجى فرقه ده جواب كارلى حربى غولليق لرينى برجاى اديپ يوريته كانكور امتحان آرقه لى ئونگكى شوروى اتحادغه اوقاماغه گيتمك ليك اوچين سايلانيار . اوچ ييل شوروى اتحادينگ (پينزه ) شهرينده تازه حربى راكت لروغورال لر اوغريندان اوقه يور . سونگره ينه كابلده پلچرخى داقى مركزى ترميم خانه ده ايشه دوام اتديريپ دگروال ليق رتبه سينه چنلى افغانستانينگ ياراغلى گويج لرنينگ دورلى بوليم لرينده وظيفه اجرأ اتيار .
عبدالكريم آيدنگ حربى غولليق چيليغنه غارامازدان متعلم ليك دوره سيندان باشلاپ شعر وادبيات بيلن غيزيقلانيار وادبى محفل لره هوس بيلن غتناشيپ اوزيندان بولان شاعر ليق طبيعى استعداد و اوقيبنى يوزه چيقريار شول سبب دانم موصوف شعر سوير وشاعر سوير آدم دير. اول ياشليقدان كلاسيك شاعر لرنگ اثر لرينى اولى هوس بيلن اوقاپ اولره بيوك بهابيريپ دير. شويديبم آزده كانده اوزى هم شعر دوزه ديپ دوره ديجى ليك يولينه گونيگيپدير . اونونگ يازان شعر لرى ومقاله لرى گوراش و گونش جريده لرينده مليت هاى برادر مجله سينده تركمنستانينگ كاسى گزيت و اخبار لرينده و همده تركمنستانده چاپ بولان دوستليق آدلى كتابده چاپ بوليپ دير . عبدالكريم آيدينگ غاراشسيز تركمنستانينگ اهلى دابارالى يغناق لرينه غتناشيپ دنيا تركمن لرنينگ گومانتيار بيرلشيك نينگ بيرنجى كنفرانس نگ مديريت نگ اعضا سى و بول غوره مانينگ اساسينى توتان لرنگ بير دير
حودرلان محمدابراهيم توكل
كتاب= گونگل لر صداسى يازان عبدالمجيد توران

اى خدايا من بوگون بيچاره بولدوم نيله يين
گل وطندان آيريليپ آواره بولدوم نيله يين
بير آچيلغان گل ايديم من خاره بولدوم نيله يين
بى گرك دالديم مگر بيكاره بولدوم نيله يين
درد و رنج وغم بيلن صد پاره بولدوم نيله ييه

((( آيدينگ )))

دولت محمد(آزادی)

 

دولت محمد (دولت مامد) از شاعران قرن دوازده هجری می باشد. وی در نواحی رود اترک- گرگان متولد شده و لقب ادبی وی آزادی می باشد و چون در ایام میانسالی ازدواج کرده به قاری ملا مشهور است.
پدر وی مختومقلی نام داشته و چون به کار ساختن زین و شلاق از چرم مشهور بود به مختومقلی یونه چی مشهور شده است. دولت محمد علوم ابتدایی را نزد پدرش که از علم و سواد شاعری بهره ای داشت فرا گرفته سپس برای ادامه تحصیل به خیوه رفته است.
دولت محمد ابتدا با «اوراز گل» ازدواج کرده و از وی صاحب فرزندانی چون؛ محمد صفا، عبدالله، مختومقلی، غاهرقلی، قولچه و زبیده می شود و بعد از مرگ اوراز گل با زنی از طایفه قزاق که عاشق علم و استادی دولت محمد گردیده بود ازدواج می کند و از این زن نیز چاقی و یاری به دنیا آمدند. (محمد صفا و عبدالله در ایام جوانی در حین شرکت در جنگ احمد خان در بین راه کشته شدند.)

دولت محمد در 1112 هجری متولد و در 1174 هجری در سن 62 سالگی دار فانی را وداع گفت. وی آثاری چون «وعظ آزادی» حکایت جابر انصار، مناجات نامه و همچنین کتابی مذهبی به نام مختصر را با خط خویش و با حاشیه نویسی فرزند برومندش مختومقلی به رشته تحریر در آورده است.

زندهگی نامۀ نورمحمد عندلیب

نورمحمد عندلیب از نمایندگان شاخص و برجسته ادبیات کلاسیک ترکمن به شمار می رود. وی ضمن مطالعه تاریخ، زبان و ادبیات ملل شرق آفریننده و روایتگر توانای منظومه «لیلی و مجنون» است. آثار ارزشمند شاعر برای مطالعه ی تاریخ، زبان و ادبیات ترکمن در قرن 18 میراثی گرانبهاست.
نورمحمد عندلیب به تخمین در سال 1710 میلادی در منطقه «غارا مازی» از توابع شهر ییلانی ترکمنستان به دنیا آمده و در سال 1770 از دنیا رفته است. عندلیب شاعری کلاسیک و مترجمی بغایت توانا است. وی ضمن استفاده از زبان های عربی و فارسی و بعضی اشعار خود را به زبان فارسی سروده و برخی از آثار را نیز از زبان عربی به ترکمنی ترجمه کرده است.
عندلیب در شعر «جیقر» با بن مایه های عشقی و در منظومه ی «لیلی- مجنون» از شرایط زندگی ترکمن ها در قرن 18 سخن گفته است. وی از پیشگامان مترقی و تبلور محافل آگاه آن دوره است. در داستان «لیلی و مجنون» با آفرینش های خلقی و سرشار از فولکور مواجه هستیم که نشانگر مطالعه عمیق ادبیات شفاهی است.
از تاریخ دقیق وفات ایشان اطلاعی در دست نیست ولی اوایل دهه ی هفتاد قرن 18 را تخمینا سال وفات او دانسته اند.
بیوگرافی شاعر در مدخل داستان «یوسف – زلیخا» نمود یافته و در آن، برخورد های حاکمان استثمارگر برای تصاحب تاج و تخت و روابط و مناسابت طبقاتی روایت می شود. در منظومه ی حماسی «اوغوزنامه» افکار شاعر «دولت محمد آزادی» در بیان ظلم و ستم شاهان ادامه یافته است. در ادبیات کلاسیک ترکمن، عندلیب به عنوان مترجمی توانا شناخته شده و آثار مکتوب شاعر «نسیمی» را از زبان عربی به ترکمنی ترجمه کرده است. عندلیب در شعر «جیقر» به مسئله ضروری دوره خود پرداخته است. «جیقر» ابزار آلاتی کشاورزی است و در آبیاری اراضی از آن استفاده شده است.
عندلیب منظومه «لیلی- مجنون» را بر اساس روایتی خلقی آفریده و این اثر دقیقا اعتراضی است علیه منکران عشق و آزادی، بیانگر فدا شدن انسانها در مناسبات نیمه فئودالی و نیمه عشیرتی است. «لیلی- مجنون» نزدیک به سی واریانت دارد و از چشمه ناب ادبیات خلقی نشأت می گیرد.
در سال 1188 میلادی نظامی گنجوی شاعر بزرگ آذربایجان (1203- 1141 م) بر اساس سوژه شفاهی «لیلی- مجنون» منظومه ای نوشته و سپس شاعران برجسته شرق، عبدالرحمن جامی (1492- 1414)، علی شیر نوایی (1501- 1441)، محمد فضولی (1563- 1500) و دیگران بر اساس آن موضوع کار کرده اند.
«لیلی- مجنون» عندلیب به صورت شعر و نثر است. در نثر چگونگی روند وقایع و در شعر روابط شخصیت ها و چگونگی تعامل آنها بیان شده است. عندلیب در آفرینش منظومه از زبان خلق بهره گرفته و به همین سبب در میان ترکمن ها از شهرت بسزایی برخوردار است. اثر «لیلی- مجنون» بواسطه ی تعلق زمانی به قرن 18 برای مطالعه ی تاریخی، اقتصادی، آداب و سنن و زبان از اهمیت فراوانی برخوردار است.

منبع: سایت جیهون

 خواجه نفس مساعدينگ تانيش نامه سى

خواجه نفس بن روزى بن مؤمن ١٣١٩ نجى هجرى شمسي ييلنگ عقرب آيينده شبرغانينگ كتته سلجوق اوبه سنينگ بير دهقان كار مشغله سينده ياختى جهانه اينيپ علم و بيلم بيوك نعمتينى گوبك غانى دوكيلان قشلاغنينگ مدرسه سينده اوقاپ قرآن مجيد . صرف. نحو. فق.و حديث علومينى حاصل اتيور وايل آراسينده ملا لقبنى غازانيور خواجه نفس مساعد مدرسه ده طالب وقتينده تركمن خلقينگ عارف و فيلسوف شاعرى مخدومقلى فراغى نينگ شعر لرى بيلن اونس آليپ ٢٤ ياشيندان سونگره شعر آيدماق ليغه باشلايور. خواجه نفس مساعدينگ غوشغى لرى اولكه مطبوعاتى شول جمله دان گوراش و گونش جريده لرينده چاپ دان چيقيار. موصوف اهلى تركمن لرنگ آته وطنى عزيز تركمانستان دان داشارى أوزبكستان . تاجكستان و روسيه فدراتيف جمهورليقلارينه دام سفرو سياحت أديب و شول خلقلارنگ ديل وأدبيات لرى بيلن يقين دان تانيش بوليار. 
خواجه نفس مساعد همچون باشغه ايلداش لرميز كبى وطنميزده دوام اتديريليپ گليان غانلى و غضبلى سواش لر نتيجه سينده سنه ١٣٧٧ نجى هجرى شمسي ييلده پاكستانه مهاجر بوليار و هجرت ديارينده غورالن مخدومقلى فراغى آدينداقى فرهنگى انجمن بيلن اكتيف غتناشيپ و حاضرشول انجمن يوليندان موصوف نگ غوشغى لر توپلامى( مجموعه أشعار ) چاپ دان چيقيپ ايل اولس و مخلص لرينه گوديريليور.

 

 

مرحوم اوراز محمد”فر” بیله تانیش بولینگ،

مرحوم اوراز محمد

مرحوم اوراز محمد"فر"

اورازمحمد فر محمدقل (موخات بای) اوغلی و الحاج بیگ نظر( بیگلی حاجی) آخدیغی، 1305 نجی خورشیدی ییل دا، فاریاب ولایتینگ، قرمقول ولسوالیغینینگ، آلتی بولک اوبه سینده دنیا اینیپ، قرمقول مکتبینینگ بیرینجی اؤرنجی لری نینگ آراسینده، باشلانغیچ اوقولاری بیتیریور. زمانانینگ شرط لرنه  گورا اول اوقوه دوام برنیوق باباسینینگ بویریغنا گورا بیر اولی فامیل نینگ سرپرستلیگنی بوینا آلیور.
فر مطالعه اتمگه کوپ شوقلی بولیپ اؤیینده بیر کیچی جیک کتابخانه دؤزتیور، عدالت سؤیر و علم دوست بیر انسان بولیپ الیندن گیلنیچه، چاغه لاری مکتبه بارماغه و اوقو اوقیمانه تشویق اتیور، معارف اهلینینگ دوستی و کمکچیسی بولیور، بولانیچا معارف غا مادی و معنوی کمک لر اتیور.
اوراز محمد فر ترقی پسند بیر انسان بولیپ ایلادینگ ایزاغالیپ قین گون گوریپ یؤرانینه قینانیور، اول
افغانستان ملی شوراسینینگ، آلتینجی و یدینجی دوره لرینداکی، وهم دموکراسی دهه سینداکی روشنفکرلر  بیله غولای دان دوست بولیپ اولاربیله یاردم لشیور.
فر اندخوینگ یدیلر توپارنا غوشیق دال تی، یؤنه اولارینگ اینگ غولای دوستی بولان، ایراتینام  مولانا دولت فدایی نینگ، غونگشیسی، دوستی، یاردم ادیجیسی و مشوقی تی. فدایی بیله دؤرلی اوغرلاردا کمکلشیورتی، فدایی دنیادان گچن زمانی شعرلارنی کوپ اینانجینینگ بارلیغی سبابلی اونگا تابشیریور فرهم فدایی نینگ اثرلرنی بیر تاپیلیغسیز خزینانی ساقلان یالی ادیپ هر دؤرلی حادثه لاردان اماندا ساقلایور( شووقت فدایی دیوانی عبدالرحیم اوراز نینگ هم کمگی بیله، عبدالرحمن صحبت طرفیندان چاپه تیارلانن).
محمد سرور بغشینینگ ، بؤیله بیر غووی بغشی بولیپ یتیشمگینده، اوراز محمد فر نینگ اؤران اولی نقشی بارتی، اونینگ آیدیملاری نینگ شعرلرنی سایلامقده، تمرین اتمگینده همیشه یاردم ادیپ هر هفته ده 3-4 یولا فرینگ مهمانخانه سینده بغشی تمرین اتیورتی و هم محمد سرورینگ ، رادیو تلویزیوندا آیدیم لارنی ثبت اتمگینده هم فر نینگ نقشی و کمک لری یادلارلیقلی دیر.
اوراز محمد فر نینگ اؤزینده هم شعری استعدادی بولیپ، اونینگ ” بوحالم ده اؤلسم، گورلرآغلاشار”
عنوانلی شعری، افغانستانده بیرینجی چاپ بولان ترکمن دیلینداکی شعر دیر، که 1345 نجی ییلدا شووقتداکی هفته لیک گزیته لرده چاپ بولان.
اوراز محمد فر 1998 نجی ییلدا، دنیادن اؤتدی.
بول هم فر نینگ 1969 نجی ییلداکی آیدان بیر پارچه شعری:

ترکمنم
عصر لار چه شان و شوکت لر بیلن
دابارالی دوران سورن ترکمنم
سلجوقلی عثمانلی افشار آدینده
بیوک دولت لری غوران ترکمنم
یویردینگ بیر اوجی رومه یتب تی
سنینگ آدینگ گینگ جهانی توتیب تی
دشمانلارینگ بیرین بیرن ییتیب تی
توغین اروپاده اوران ترکمنم
نامه بولدی غالدینگ ایاق آستینا
توپلاندی غانیملار سنینگ قصدینگا
دارغه دینگده غالدینگ دشمن دستینه
گؤندیزی هم گیجا سورن ترکمنم
گیجه لر اوزالدی آتمادی دانگ لار
أوران أونگه گیتدی سن بیله دنگ لر
سنده هم کوپ تیله فکرلرآنگ لار
آیاق آستی بولیب غالن ترکمنم
بیری روم ده بیری آته وطنده
بیری هندوستانده بیری ختن ده
بیرینگ هم اویه دال اوخلاب یاتانه
ظالملار ألینده غالن ترکمنم
ایندی زمان اویه لیقلار چاغی دیر
اویه نن إیل لرینگ گللان باغی دیر
 فر هم آیدر اویخی بویین باغی دیر

عصر اویخیسیندن اویان ترکمنم.

 

 

نازک خیال شاعر مرحوم ملا رستم ” مُخلص”

نازک خیال شاعر مرحوم ملا رستم ” مُخلص” قزل آیاقلی نینگ عمر یولی بیلان باغلان شیقلی بیر غیسغه جه معلومات

ملا رستم ” مُخلص “  دولت یار ” مخدوم ” اوغلی ، دولت یار ” یحیی ” اوغلی ، یحیی ” محمدسید” اوغلی ملا رستم ” مُخلص “  قزل آیاق لی لبابینگ قزل آیاق اوبه سینده (۱۳۰۹) هـ  ش بیرمونگ اوچ یوز دوقوز لانجی هجری شمسی ییلینده چهار شنبه گونی بیر روحانی مشغله ده دنیا اینیار ، ومرحوم ملا رستم ” مُخلص ” شول حقده آیدیب دور:

بیرمونگ اوچ یوز دوقوزلانجی آت ییلی

دنــــــــــــیا گلیب گوزیم آچدیم یرانلار

****

غم خانه گلدیم دیب داغلایوب دلی

گــوزیاشیمنی یره سا چدیم یرانلار

 ****

چهارشنبه گـــون برجِ جوزا آینده

گوزیم آچیب گلدیم غم سراینده

 ****

وطــــــــن توتدیم برخرابات جاینده

گاهی یانیب گاهی اوشدیم یرانلار

 ****

قــــزل آیاق ایلینده لباب یوردینده

انه دین اوغولیب آغلایوب شونده

 ****

رسول امت من الله غه بنده

یرا دانه تصـدیق اتدیم یرانلار

ترکمنستان روس لار طرفیندان باسلیب آلینندان سونگ ملا رستم ” مُخلص “  مهاجر بولوب افغانستان نینگ جوزجان ولایتی نینگ قزل آیاق اوبه سینه گوچیب گیلیور لار.

ملا رستم ” مُخلص ” باشلانغچ اوقولارینی مرحوم قزل آیاق خلیفه بابه نینگ مدرسه سینده مرحوم مولوی نیاز بیردی رحمة الله علیه نینگ یانیندان باشلاب دور، شول مدرسه ده ینه حرمتلی مولوی شهاب الدین سنگچهار یک لی نینگ یانیندان هم علم حاصل ادیب بیوک یوقاری اُوقیب لی علم حاصل ادیجی لرینگ سانیندا اوزینی تانیدیب دور ، سونگ شول مدرسه ده برناچه وغت درس بریجی  حیثنده مشغول لانیور، ملا رستم ” مُخلص ” شعر وادبیاته آیراتین اونس بیریور. واول ( مُخلص ) تخلص ادینمک بیلان شعر یازماق لیغه مشغول بولیار. وغوشغی لر نینگ مضمونی بیوک درجه ده بولوب ترکمن خلقی نینگ دردلی واحساسلی شاعر لرنینگ جمله سیندان حساب لانیور.

مخلص بیر اولی مرتبه لی شاعر لردان بولیب اوغان ترکمن لرنینگ بیر گورنیکلی ادبیات چی سی وعالمی حساب لانیور، و اول همیشه ایل اولس نینگ سواد لی علم لی بولماق لیغی اوغرینده کوپ تلاش لر ادیب خلقی علم لی بولماق لیغه چاغریوردی . وایل اولس نینگ درد وغین چلیق گوریان لیغنی سوز بیلان بیرین بیرین بیان اتیور دی ، مخلص یاشایش ده غریب لیق وکمبغل لیق تکلیفنی کوپ چکیب وشونینگ اوچین دور کیم ، همیشه غریب ومسکین لرینگ گوون ایسلاک لارینی اوز غوشغی لرینده بیان اتیوردی ، وهمیشه عدل ، انصاف و انسان سویرلیک طرفنده دوریب ظالم وجابر لارینگ ، نادان و احمق لارینگ اتیون جبر وظلم لارینی غتتی تنقید اتیور ، ومرحوم مخلص اوز زمانیندا  خلقی نینگ چکیان درد و الم لارینی آیدینگ و آچیق بیان اتیور دی ، ظالم ، قاتل و جابر لری برک تنقید اتیور دی و اولارینگ ظلم وستم لارینه  باتور لیق بیلان یوزمه یوز غرشی لیق بیلدیریور دی ، شول سباب دان تالانگچی اوغری لار و شول زمان نینگ ظالم وستم گرلاری نینگ الیندان رحم سیز لیک بیلان  شهید ادیلیور(۱۳۶۱) هـ ش .

ملا محمد رستم ” مخلص ” رحمة الله تعالی  اویلی بولوب اوندان بیر اوغول  واوچ قیز غالیور، ایدیلمان غالماسون ملارستم ” مخلص ” نینگ ( دیوان مخلص ) دان باشقه هم بر ناچه رساله لار  یازیب دور :

رساله دوستی مخلص (( تصوف))

ترکمنی ضرب المثل لار

چابغه تیار بولان انشأالله تیز وغتده سیز عزیز لاره غوویشار. وینه هم بیر توپلام نی مخلص نینگ اوزی خوش خط ادیب یازدیریب تیار لان اکن لار ، اما بیر کشی شول کتابنی دیلاب آلیب دور تا شول وغت غچه امانت دیلاب آلان کتاب نی پس بران یوق اگر کتاب نی یتیران بولسه هم اظهار ندامت هم ادان یوق معلوم بولیور کیم ……………. شول سباب دان تاشول وغت غه  چه چاپ بولمان غالدی و برچه ترکمن خلق لاری هم موندان بیخبر غالدی .

شول یتان کتابغه مخلص ناچه ترکمن شاعر لارینگ یازان تاپدی متل لار(چیستان) لارینی یازیب دی اول شاعر لار دان شیدائی ، شاه قندی ، ملا نفس وباشغه ناچه شاعر لار وفارسی چیستان لار دان هم ضمیمه ادان تی لار ، اول نایاب ترکمنی تاپدی متل لاری شاید شولوقت غه چه کوپ آدم لار اشدیب واوقیب گورمادیک بولسه لار. آخرده اسلاگیمیز شول که اگر قیسی کشی شول کتابنی تافیب اله گتریب (( مخلص زاده مکتبه)) سینه غوشرماق بیلان اولی سیلاغ لره اییه بولوب بیلار لار وکوپ هم منت دار بولجاق.

هرکیم اوز دیلنی بیلماک حقنده

اوز دیلنی بیلیب ماهــــــر بولمغان

باشغه نینگ دلینینگ یولین آنگلامز

اوزغــــــریب حالینه نظر سالمغان

گــدار یولین ساغ وسولین آنگلاماز

****

عاقـــل لار اول دان اوز دیلین بیلار

هرغوران سوزلاردان معنی لار آلار

نادان هــر دل دیار برچه دان غالار

هیچ مجلیسنگ قیل وقالین آنگلاماز 

 ****

اوز دیلینده ســـــــــــوزین یرینه یتیران

باشـــــــــــــغه نینگ دلینی اله گتیران

بیلیم دار آدنی شـــــــــول دور گوتاران

نادان شول کشی نینگ حالین آنگلاماز

 ****

نادان احــــــــمق اوز دیلیندان عار ادار

آخـــــــــــیراوزین قوم خویشه زار ادار

نصــــــــــیحت سوزلارین دل آزار ادار

کامه ده غرق بولسه سالین آنگلاماز

 ****

” مخلص ” سوزدیار سن فکر ادیب گورگیل

خریدار تاپیلسه سونگره ســـــــــوز اورغیل

بولماسه خریداراوم ســــــــــوم اوتور غیل

ســـــــــــوزیوقماز لار سوز اقبالین آنگلاماز

مأخذ : دیوان مخلص

انترنت صحیفه سینه یوکلان : امین محمدی

 

مرحوم ملا حق بردى

مرحوم ملاحق بردى سنه 1271 نجى هجرى شمسى ييلى اهلى تركمن لرنگ آته وطنى بولان عزيز تركمنستانينگ لباب ولايت نده ياختى جهانه اينيپ گوز عاچيور. ملا حق بردى اوز دوغديق مكانينده زمانوى علم وبيلم بيلن تانيش بوليپ علم نعمت ندان اوزاقده غالمه يور. ملاحق بردى هم باشغه تركمن ايلداش لرميزيالى سنه 1917 نجى ييلده بلشويك لرنگ قدرته يتشمك لرى بيلن وطنيندان آيرا دوشيپ هجرت وغربت ديارينى سايلايور و شوديپ روس استعمار چى لرينگ ظلم وستم ندان اوزلرينى نجات بيريور . ملا حق بردى افغانستان گوچيپ گيلاندان سونگره اندخوينگ قرمقول منطقه سينده اوتريمدار بوليپ اوز ياشايشينه دوام بيريور.
ملا حق بردى تركمن خلق داستان لرينى ايل اولسينه اوقاپ بيريپ و شول يولده بيوك مهارت واز برليك غازانيپ دير. شول سبب دانم اول خلق داستان لرينى جيدا چپر چيليك بيلن يرينه يتريپ خلق كونگلينى اوزينه مايل اديپ موندان داشارى هم ملاحق بردى گولكلى و شورته سوز لرى آيديپ ايل اولسى گولديريار اكن ملاحق بردى نينگ شعر لرى تنقيدى پند آميز ونصيحت دان دولى دير شعر لرى قصيده فورم نده آيديليپ و هر بير شعرى اوتوز فرد دان آزدالدير.
ملاحق بردى نينگ بدنه .پوستين . نشه بند . بايسكل و شونگه منگزاش موضوع لر حقنده آيدان غوشغى لرى باشدان آياق گولكلى و عبرت دان دولى دير .
ملا حق بردى دان بيز لره كوپ كان قوشغى لر ميراث غاليپ دير متاسفانه افغانستانده طباعت ايشلارى تركمن خلقينه ميسر بولماغى سبابلى مرحوم و باشغه لرنگ اثر لرى چاپ دان غاليپ اوز يرينده توزيپ يتيپ گيديپ دير
حودرلان محمد ابراهيم توكل
كتاب - كونگل لرصداسى يازان عبدالمجيد توران
((( بايسكل ))) 
ايكى تاير رفتار آلدى جهانى
جيريلداپ تيز ليكده باريشين گورينگ
تورت مونگه بارينچا برسانگ بهانى
زيرينگلاپ زنگى اوريشين گورينگ
***
بايسكل اسملى تيز رفتار اوزى
بيرسلمده آيلانر داغ بيلن دوزى
گودك لر هايدانده خوش ادار سيزى
چوتلانچه يرينگه باريشين گورينگ
***
گيجه گيدسانگ برقى چره سى آلنده
روشن بررار نامه بار دير يولنده
اوچسام ديپ خيال ادار فعلنده
گوز آچ ديرمان اوچيپ يوريشين گورينگ
***
ابل ايچنده بايسكل بارى كوپ بولدى
صوتى جيررينگلاب جهانى آلدى
هوس كار يگيت لر بايسكل لر ميندى
تاقيرچاق ميدانده چاپيشين گورينگ
***
كودك لرهم بير بيرينه بعث ادار
منن لرى يورينينده مست ادار
زنگين اورسانگ آوازى چرس ادار
غيسداغلى گون لرده باريشين گورينگ
***
آبادلى جرجرلاپ بدوسايراش دلى
زور اديپ هايداسانگ شغال يوريشلى
كييك شاخلى مثل كيك باريشلى
بيرگون ليك يولى اوريشين گورينگ
***
يالان سوز بولمه يور آغه لر منده
ملال آلمانگ راستى ايسام بوگونده
باراكنى بير زيلى هنر اونده
چاگانى گورنده باتيشين گورينگ
***
يغشى ليغنى تعريف اتديم بارينى
ايندى آيدجاق جانه دگن جاينى
بى باد بولسه سنگا برار زورينى
بريكده دورمان اوريشين گورينگ
***
يونه ولين تاقريرينگ اولاغى
چاگه گورسه دپه بلار قولانجى
اوزينگ دوشده چكى برگين بلاغى
پيشانه آق يوزينگ درلى شين گورينگ
***
اوتدى دييپ اوزاق گيتمانگ مسانيپ
اورته يولده ياريلمه سين تاينپ
كيفده آليپ بارسانگ گرك كاينيپ
اييه سنينگ سوكيپ باريشين گورينگ
***
مندم ديپ تاقير يولدان اوتى بير
باتغه بولسه خرابه ده ياته بير
گوتر گيلاپ قره دره باته بير
اول سنى چابتريپ مينى شين گورينگ
***
بارمه يانينه بايسكله سان بولسه
اندامنده شاقير شوقير كان بولسه
آشرماز ئوزيلى چاله جان بولسه
هوسرداپ آريغه اوريشين گورينگ
***
قاپ قره بومبانى ايچينه اورسانگ
كوپ سوقيپ چيقريب زور لاپ يل برسانگ
بيرآزراق يورانده قرنين گورسانگ
جيز زيلاپ تايرينگ اوسرشين گورينگ
***
مونى مونان ساعتلى دير بيلاگى
اورته يولده قالامادير ديلاگى
دونين بوكدير چيزغه لاندير بالاغى
حق بردى شاعرينگ گوريشين گورينگ
***

شاعر ملاحق بردى
 

 

 

الحاج مولوی خدایبردی کیچینگ سوانح سی

۱۹. عصر افغانستان ترکمنلرینینگ مشهور شاعر و علم آدملریندن بیری بولن ضارع مخلصنداکی الحاج مولوی خدایبردی کیچیک ترکمنستان جغرافیسنداکی لبابده یاختی جهانه گوزینی آچدی. شوروی نینگ اکتوبر انقلابینده خاص یاشقا افغانستانه گچیب بؤتین عايله فردلری بیلن آقچانینگ غورچنگی اوبه سینه یرلشتیلر. اجتماعنینگ رسم و رواجلرینینگ و دینی وجیبه لرینینگ گرگینجه مدرسه حیاتینه باشلدی. دستار بندیسینی آلندن سونگ شور تپه دن أؤیلانیب چوبباشده مدرسلیک حیاتینه باشلدی. ۱۹. عصر ینگ آخیرلرینده تکرار غورچنگی اوبه سینه گوچیب و اؤرده فانیه رحلت ایتدی.

موصوفینگ بوییک بیر دین آدمی بولمسینینگ یانینده آیرتین هم بیر شاعر دی او. شاعرینگ بیری خوش نظم و ایکینجیسی هم توق ماق آ دینده ایکی سانق دیوانی باردیر. دیوانلرینگ هر ایکیسی دیوان کامل خوش نظم و توق ماق آدینده مولوی صاحب بای مراد طاغن ینگ تلاش و کوشیشلری بیلن توپلانیب بیر جلد حالینده نشر ادیلندیر. دؤرینگ دیوان رسم و رواج طرزی یانی بو اثرده ده حمد و نعت شریفدن باشلنر. أؤچلنجی چابی ه.ق ۱۴۲۸ ، ه.ش ۱۳۸۵ و م. ۲۰۰۶ .

خوش نظم: بر پند نامه ماهیتینده بولان بو اثر وعظ و نصیحتلر بیلان باشلانیب فتنۀ اخر زماندن، عبرتلردن، عالم برزخینگ احوالیندن و باشغه فایدلی دینی مضمون و پندلری ایله آلر.
توق ماق : بر مبلغ، بر سیاسی لیدر و بر سوسیولوگ و اجتماع شناس یانی چاغینینگ تصویرینی تصور ایدن مؤلیف بو اثرینده فسادکار، مردم ازار، آدملری سرکوب ایدنلر و حرام خورلرینگ دسیسه و شوملریندن انسانلری آگاه ایدیوندیر.
بو اثرده عادتا حسد، بغض، کدورت، کینه و عداوته سواش آچیلاندیر.

معلومات وسیع اؤچین: دیوان کامل خوش نظم و توق ماقه مراجعت ادینگ.


بازدید ها


بیوگرافی ها











ابزار هدایت به بالای صفحه