
اوغوز خانینگ نسلیندن ترکمن آدلی ایلیم بار***** گلستاندا بلبل دیر سیراپ دوران دیلیم بار
|
کلبه ام در یکی از دور افتاده ترین قریهء وطن زیبایم افغانستان و آن هم گنبد خاکی , از صبح تا شام و حتی شبها میبافم , میبافم تا همهء خانه های وطنم حتی دنیا را گل بکارم و قالین فرش کنم تا.. بزرگان , رهبران و مردمان وطنم و دنیا از نقشه های که من با نوک سوزن و کارد بافتم بینند و لذت یبرند اما بیخبر از آن که ماها بافتن یک فرش من طول میکشد و من هنوز فرش پلاستیکی در خانه دارم , اما پروایش راهم ندارم چون آنقدر میدانم که بابا و اجدادم امپراطورها و حکمروایانی در جهان بوده است و فرشهای ابریشمی و تزئینی را زیاد استفاده کردند و به خود میگویم که من اولادهء آنها هستم بگذار بفافم تا این صنعت من هر خانهء را در جهان تزئین کند و فقط به این میبالم و به بافتن قالینم ادامه میدهم گلهء از بزرگان وطنم ندارم چون آنها با معاملات سیاسی شان مصروف و مشغول هستند و خبری از من بگیرند , شاید مثل من هزاران خانم افغان در چنین حال باشند گاهی در وقت قالین بافتن دختران همسایه هایم به ما سر میزنند و میپرسند قالین شما چقدر بافته شد ؟ و یک کمی هم از اوضاع قریه و شهر صحبت میکنیم چون روی برق را قریه ما ندیده است که تلویزیون داشته باشیم و از تحولات کشور و جهان با خبر شویم. اما روزی از زبان دختر همسایه شنیدم که در قریه همه از 2014 صحبت دارند اما بیخبر ازینکه چه واقعه در این سال رخ خواهد داد؟ نزد خود فکر کردم شاید این هم مثل سال 2012 باشد که میگفتند جهان برای سه روز تاریک میشود و یا هم ستارهء از آسمان فرو میآید , خوب بالاخره فکرم مشوش شد و توکل را به خدا کردم و به بافتن قالین ادامه دادم چون یگانه منبع عاید ما قالین است و تاخیر در کار مثل تخطی از قانون محسوب میشد. بالاخره دیگر که شد بخاطر پخت و پز از اطاق قالین بافی بیرون میشدم متوجه شدم که گلی از نزدم اشتباه بافته شده بود در این وقت بود که شوهرم نیز وارد اطاق شد که خسته به نظر میرسید و عصبانی شد و با کارد قالین بافی آنقدر به سرم زد که خون جاری شد فکر میکردم سرم مثل غربار سوراخ شده باشد. بالاخره مرا به شفاخانه بردند و موهایم را قیچی کردند تا سوراخ های سرم را پانسمان کنند , یکباره بالای سرم خبرنگاران و رسانه ها بارید آنقدر میپرسیندند که فوراً ضرب المثل مشهور به ذهنم آمد " بز در غم جان کندن قصاب در غم چربو " حتی بعضی از خبرنگاران بخاطر دریافت چنین خبری خوش به نظر میرسیدند . حالا گله من از تمام بزرگان , رهبران , رسانه ها , مسئولین , مردم , این است که چرا قبل از واقعه عمل نمیکنیم؟ کسی آمده باشد و سوراغی از من و امثال من گرفته باشند. شاید هزاران درد دیگری باشد که دختر قالین باف ترکمن در دل نگهدارد و شاید هم هیچ گفته نتواند . نویسنده : نورمحمد قویاش " قاریزاده "
01.01.2014 بر گرفته شده از سایت نوزمحمد قویاش
|
||
|
بازدید ها آخرین مطالب Fri 3 Jul 2020">ویب سایت جدید ما Thu 14 May 2020">افغانستانده ترکمن دیلینده نشرات و مطبوعات: Mon 27 Apr 2020">مخدومقلی فراغی نینگ غوشغی لارینده قیامتینگ نشانه لاری Fri 7 Sep 2018">دنیا آدلی ایزی گیدارلی حکایه Thu 24 May 2018">الحاج محمدهاشم ولیزادهء اندخویی Wed 23 May 2018">بیوک شاعر "خاقانی" غزلی نینگ استقبالینه تخمیس ( اینانمز سن ) Tue 30 Jan 2018">نظری به سیلاب خیزی دریای آقچه! Sun 21 Jan 2018">با آداب و رسوم ترکمن ها آشنا شوید Thu 18 Jan 2018">دولت محمد آزادی Mon 27 Nov 2017">کونگلوم آچیلماز Sat 11 Nov 2017">استاد محسن خان نینگ سایت حقینده یازیب یولان مطلبی بیوگرافی ها |
||